15 July 2009

ایکاش خونی ریخته نمی شد و بسیجیان در هیبت لباس شخصی به میان نمی آمدند

ریشه یابی تردیدهای من و امثال من
.
از : گاه نوشت محمد نوری زاد
سمفونی " ایکاش "های من
من از تبار طایفه ای هستم که درحد خود برای آرمانهای این انقلاب زحمت کشیده است . چه با حضور تنگاتنگش در میان محرومین مناطق دور و مرزی ، چه در سالهای جنگ ، و چه در حضور رسانه ای اش که عمدتا همان جامعه آرمانی را در کم کاری و بدکاری و خوب کاری مسئولین رصد می کرده است . من ، دراین سی سال عمر انقلاب ، بسیار از باید ها و نباید ها نوشته و تصویر ساخته ام . و در این راه ، خدای می داند که آبروی خود را نیز به میان آورده ام و برای فرزندان و خانواده خویش زحمت تراشیده ام . و چون وامدار کسی و جریانی نبوده ام ، تیز گفته ام و تیز نوشته ام . بقدر بضاعت خود ، تلاش کرده ام دراین تیز گفتن و تیز نوشتن ، جانب انصاف و درستی را بگیرم .این روزها اما ، روزهای تعلیق من و امسال من است . چرا ؟ خواهم گفت . من و امثال من ، در این سالها ، هرکجا که کم می آوردیم و بغضمان به مرحله شکفتن پا می نهاد ، به مولایمان خامنه ای پناه می بردیم . کاستی های خود را در کمال او غنا می بخشودیم . به زندگی ساده او غرور می ورزیدیم . از این که او به راه امام اصرار می ورزد، در پوست نمی گنجیدیم . واز این که او ، فرزندان خود را از ورود به کارهای اقتصادی و مالی و مسئله دار برحذر داشته ، ذوق زده می شدیم . من با لذت ، از میزان دارایی او که اگر قرار بر اسباب کشی باشد ، می شود اسباب و اثاثیه خانه او را در پشت یک وانت جای داد ، نوشته ام و ذوق کرده ام . من از انصاف و بزرگی و عدالت و شجاعت و سرزدن گاه و بی گاهش به صاحبان انقلاب نوشته و به آن بالیده ام .این روزها که روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری است ، برای من و امثال من ، روزهای معلق بودن است . کسی نیست به سئوالها و ابهام های ما پاسخ بدهد . ما معلقیم . خامنه ای ما فصل الخطاب همه درماندگی ها بود ، اما من امروز به دنبال رهایی بخشی می گردم که مرا با گذشته ام آشتی دهد . من این روزها لذتی از سالهای خدمتم به انقلاب نمی برم . من از این که هموطنانم درخیابانهای شهر کشته می شوند ، به انقلابی بودن خود تردید می کنم . من افقی برای جامعه خود ترسیم کرده بودم که درآن افق ، حتی به اغتشاش و آتش زدن و خراب کردن اموال عمومی ، به دیده عبرت می نگرد و برای آن اعتبار و شانی قائل است . من جامعه ای را برای خود ترسیم کرده بودم که بزرگان نظام ، به مردم ، به چشم عیال خود می نگرند . حتی عیالی که به آنها پشت کرده باشد و در نجوای جهالت خود به آنها ناسزا بگوید . چه کنم ؟ من اینگونه جامعه ای را برای خود آراسته بودم . حکایات بعد از انتخابات ، بساط فکری مرا به هم ریخته است . این روزها من و امثال من دچار تردید شده ایم . قرار نبود در افق این انقلاب ، ظلم عربده بکشد و قداره به کمر ببندد . چه از طرف نظام چه از طرف مردم . قرار بود ما با برپایی این نظام ، خلا ایمانی و انسانی جوامع دیگر را به رخشان بکشیم . قرار بود به آنها بیاموزیم : مردمداری یعنی چه ؟ قرار بود صبوری و کرامت و درستی و انصاف و عدالت و زیبایی های گمشده انسانی را به نمایش درآوریم . من این روزها دریک خلا تعلیقی بسر می برم . از یاد آوری گذشته خویش هیچ لذت نمی برم . به مسئولین هم که نگاه می کنم ، آنها را برآمده از حق و انصاف نمی بینم
راستش را بخواهید این تردید درست بعد از اولین حادثه های بعد از همین انتخابات درمن و امثال من پیدا شده است
تا روز قبل از آن ، ما همان فداییان این انقلاب و نظام بودیم . یعنی فداییان آرمانهای خوبی که قرار بود این نظام برای مردم ما و مردم جهان به صحنه آورد . اما اکنون چه کنم ؟ خود را با چه ادله ای و احتجاجی متقاعد کنم که این روزهای جامعه من ، ادامه روزهای پیش از انتخابات است ؟ وهمان است که شهدا برای برپایی آرزوهای آرمانی این نظام از خود گذشتند ؟ این روزها من دست بر پشت دست خود می زنم و سرگردانم و ایکاش ایکاش می کنم
چه ایکاشهایی
خواهم گفت :۱- ایکاش رهبر ما درست یک روز پس از اخذ رای که هنوز شمارش آرا به پایان نرسیده ، پیام نمی داد و از نتیجه حاصله ابراز شادمانی نمی کرد . ایکاش به شکوه میلیونی شرکت کنند گان بسنده می فرمود .۲ - ایکاش رهبر ما با اولین جرقه های اعتراض ، مثل یک بزرگ بسیار بزرگ ، جانب انصاف و عدل را می گرفت و به معترضین می فرمود : مگر خامنه ای مرده است که شما احساس دلتنگی می کنید ؟ خامنه ای هست برای این که هر معترضی احساس تنهایی نکند . خامنه ای هست تا کسی احساس نکند در این نظام فریاد رسی نیست . و می فرمود : من تا مادامی که رای دهندگان به اقناع کامل نرسند و نسبت به سلامت و صحت و نتیجه آرا خود احساس آرامش نکنند ، به جانبداری از رای دهندگان خواهم پرداخت و از حقوق آنان دفاع خواهم کرد.۲- و کاش با اولین راهپیمایی معترضین ، خود به صفوف آنان می پیوست و در شکوهی باور نکردنی ، محبوبیت خود را صد چندان می کرد . معترضین مگر چه می خواستند ؟ غیر از احقاق حق ؟ و در میان همان جمعیت ملیونی معترضین ، می فرمود : به چه معترضید ؟ به نتیجه آرا ؟ من درهمین جا اعلام می کنم که با شما برای احقاق حق تان همصدایم . برای من که رهبر شمایم ، در وجه حقوقی ، موافق و مخالف یکسانند .۳ - ایکاش بعد از اولین درگیری ها و اولین کشته ها ، خامنه ای ما اعلام عزای عمومی می کرد . چرا ؟ برای این که کشته شده ها ، از اسراییل و آمریکا نیامده بودند و ضد انقلاب و منافق هم نبودند . از مردم بودند . گیریم که آنها در راهپیمایی غیرقانونی کشته شده اند ، و گیریم که به هشدار دستگاههای انتظامی اعتنا نکرده اند ، اما ایرانی که بودند . انسان که بودند . چرا ما برای کشته های دیگران ارج می نهیم و برای هموطنانمان ارعاب و اختفا و تنش پیشنهاد می کنیم ؟۴ - ایکاش خامنه ای ما در خطبه های نماز جمعه بعد از انتخابات و بعد از تشنجات اخیر ، از خانواده های کشته شدگان دلجویی می کرد . اخلاق پیامبران اینگونه است . پیامبر ما به فرموده قرآن ، از جهل مردم آنچنان می گداخت و نسبت به آنان دلسوزی می کرد که خدای متعال به او هشدار می دهد . که ای رسول ما ، تو در جانبداری از جهال و نافهم ها ، داری خودت را از پای در می آوری ! مردم ما که به آن درجه نفهم نیستند . سئوالی داشته اند که در پاسخگویی نسبت به آن تعلل شد.۵ - ایکاش نیروهای بسیجی و انتظامی و سپاهی وارد معرکه نمی شدند . مگر چه شده بود که اینهمه نیرو باید به میان می آمدند . خدا خوب می داند که با سخن گفتن درست با این مردم ، می شد همه آنان را مجاب کرد و محبت آنان را برای نظام ذخیره کرد و از این انشقاق بزرگ ایجاد شده جلوگیری کرد . مگر دیگر می شود این مردم زخم خورده را که تعدادشان هم کم نیست ، بار دیگر به جانبداری از نظام دعوت کرد .۶ - ایکاش خامنه ای ما بلافاصله بعد از بالا گرفتن اعتراضات به تلویزیون دستور می فرمود تا برای آقای موسوی ، حتی بعنوان یک مجرم ، فرصتهایی ایجاد کنند تا او نظرات خود را باز بگوید . اگر این اتفاق می افتاد چه بسا فاجعه های بعدی رخ نمی داد که برای ما و برای نظام ما تا ابد لکه ننگی به شمار آید .۷ - ایکاش مراجع ما سکوت خود را می شکستند و با صراحت در باره اغتشاش های اخیر اعلام موضع می کردند و تنها به کلی گویی و دعوت به آرامش و مراجعه به شورای نگهبان اکتفا نمی فرمودند . و مثلا آیت الله جوادی آملی ، در یک بیانیه بسیار آرام و روشنگرانه ، داستان هاله نور را که رییس جمهور جلوی چشم همه آن را ساختگی اعلام کرد ، یک حقیقت و یک ماجرای درست و رخداده بیان می کردند و نسبت به دروغگویی آقای احمدی نژاد ابراز تاسف می کردند . مگر نه این که مومن باید راست بگوید اگر چه به زیانش تمام شود ؟۸ - خامنه ای ما در نماز جمعه ، منصفانه نسبت به کاندیداها و ناسزاگویی های آنان موضع درستی گرفت . اما ایکاش کسی از مردم ، حداقل عموم مردم ، از گرایش ایشان به آقای احمدی نژاد خبردار نمی شد . امام خمینی عزیز ، هیچگاه نسبت به بنی صدر - که حتما با وی مخالف بود - اعلام نظر صریح نکرد و به انتخاب مردم - اگر چه اشتباه - احترام نهاد .۹ - ایکاش خامنه ای ما در ملاقات با نمایندگان مجلس ، که هنوز شورای نگهبان نظر قطعی خود را درباره صحت انتخابات اعلام نکرده ، انتخابات را سالم و تمام شده برنمی شمرد و همکاری نمایندگان با دولت را به بعد از اعلام نظر شورای نگهبان موکول می فرمود .۱۰ - ایکاش خونی ریخته نمی شد و بسیجیان در هیبت لباس شخصی به میان نمی آمدند و برای یک چنین مسئله ساده ای که به راحتی می شد به نفع نظام و همان جمعیت چهل ملیونی شرکت کننده درانتخابات مصادره اش کرد ، قشون کشی حیرت انگیزی صورت نمی گرفت .
گاه نوشت محمد نوری زاد
سمفونی "ایکاش"های من!
http://mohammadnurizad.blogfa.com/post-48.aspx

13 July 2009

سند سازی رسوای رجانیوز برعلیه آیت الله استادی برای حمایت از قاسم روانبخش



به گزارش عبرت به نقل از آینده در حالی که آیت الله رضا استادی امام جمعه قم و از علمای برجسته حوزه در نماز جمعه هفته گذشته از راهپیمایی گروهی از هواداران افراطی دولت به سرکردگی قاسم روانبخش و مجتبی ذوالنور علیه آیت الله هاشمی انتقاد کرده و از مخالفت دفتر مقام معظم رهبری و استاندار با این برنامه خبر داده بود، سایت رجانیوز با اعلام اینکه بخشعلی از مدیران استانداری قم مجوز این برنامه را صادر کرده، آن تظاهرات را قانونی دانست و امام جمعه قم را متهم به خلاف گویی کرد
در سندی که توسط این سایت به عنوان مجوز این راهپیمایی منتشر شده، تاریخ درخواست این راهپیمایی بیست و پنج خرداد اعلام شده، فرمانداری در همین روز از استانداری استعلام کرده و استانداری هم در همان روز موافقت نموده و مجوز مجددا در کمتر از یک روز صادر شده است. در حالی که طبق ماده سی قانون برگزاری تجمعات، تقاضای برگزاری راهپیمایی و اجتماعات باید یک هفته قبل از موعد برگزاری آن به صورت کتبی و حضورا توسط نماینده رسمی و معرفی شده آن گروه به وزارت کشور تسلیم شود.
با توجه به این ماده قانونی که وزارت کشور براساس آن تاکنون با هیچ یک از درخواستهای ستاد مهندس موسوی برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز موافقت نکرده است، مشخص نیست چگونه مجوز تجمع علیه علما و شخصیتهای نظام با وجود مخالفت دفتر رهبری، ظرف کمتر از یک روز توسط فرمانداری و استانداری قم صادر شده و اگر این مجوز وجود داشت و واقعا قبل از راهپیمایی و نه بعد از آن برای سندسازی و حمایت از سرکرده نیروهای افراطی در قم صادر شده بود، چرا در طول چهار هفته گذشته از این راهپیمایی و با وجود پیگیری مراجع مسئول این مجوز ارائه نشده بود.

رجانیوز نوشته است

راهپیمایی بیست و پنج خرداد مردم انقلابی شهر مقدس قم دارای مجوز رسمی از استانداری بوده و قانونی برگزار شده است
آیت‌الله استادی در خطبه‌های نمازجمعه‌ی این هفته‌ی قم اظهار داشت: بعد از سه روز یک طلبه به اسم قاسم روانبخش بیان می‌کند که ما می‌خواهیم راهپیمایی برگزار کنیم. حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبری در قم و... مخالف برگزاری این راهپیمایی بودند اما این روحانی به حرف هیچ کس گوش نکرد و کار خود را انجام داد. چرا این روحانی با احساسات پاک مردم و طلاب بازی کرد؟ چرا هیچ دستگاهی نیست که با او برخورد کند؟ افرادی که در این راهپیمایی ها که پس از انتخابات توسط این روحانی تشکیل شد، شرکت کردند، باید استغفار کنند.
با این حال، نامه‌ی زیر نشان می‌دهد این راهپیمایی با مجوز استانداری برگزار شده است.در این نامه، اسماعیل بخشعلی، مدیر کل سیاسی و انتخابات استانداری قم در خطاب به نیکان قمی فرماندار شهرستان قم، خاطرنشان کرده است: انجام راهپیمایی مورد اشاره بلامانع می باشد. رونوشت این نامه نیز به جناب آقای خونساری مدیر کل محترم امنیتی انتظامی جهت استحضار و اتخاذ تدابیر لازم، مدیر کل محترم اطلاعات جهت استحضار، فرمانده محترم انتظامی استان جهت استحضار و اقدام ارسال شده است
.



گفتنی است در راهپیمایی مذکور، قاسم روانبخش که بعدا مورد انتقاد علمای حوزه قرارگرفت، گفته بود: با نامه خود به رهبري سنت رهبري را شكستيد عامل اصلي شرايط كشور هاشمي رفسنجاني است. شما در برابر فتنه‌ها و آشوب‌ها هنوز موضعي نگرفته‌ايد. در پايان اين مراسم افراد حاضر با سر دادن شعار «مراجع محترم، حمايت حمايت»،«منتظري دوم، حيا كن، حيا كن»، «هاشمي، استعفاء استعفاء»، «هاشمي حيا كن، مصلحت را رها كن»، «روحانيت بيدار است، از هاشمي بيزار است»، «هاشمي هاشمي، اين آخرين اخطار است» و «رهبری بت شکن بت بزرگو بشکن» اعتراض خود را نسبت به مواضع آیت الله هاشمي رفسنجاني اعلام كردند
.
در همین رابطه سایت عبرت اضافه میکند :البته از این حضرات زیاد هم نباید تعجب کرد ، زیرا برای همه امور توجیهی میتراشند و برای همه کاری هم مجوز دارند و دیر یا زود مراجع و علما را هم تکذیب کرده و حتما گزینش خواهند کرد ، البته وقتی هاله نور و بسیاری دیگر از دروغهای مباح را آدمی می شنود و بعد هم تکذیبهایش را می بیند جای تعجب و گله باقی نمی ماند
تجربه ثابت کرده که این دارو دسته مدت مصرف معینی دارند و انشا الله به زودی روشن می شود که با ابن تعصبات کور و حماقتها چه لطماتی به اسلام و رهبری و روحانیت وارد آورده اند
ما شجاعت ایت الله استادی را علیرغم مواضع سیاسی ایشان می ستائیم و معتقدیم که روحانیت حامی رهبری و نظام باید بدور از جناح بندی کور در خط مقدم و در کنار مردم باشد تا اسلام اصیل حفظ گردد

12 July 2009

سئوال و جواب کوتاه با حضرت آیت الله رضا استادی امام جمعه مستعفی قم

امام جمعه قم حضرت آیت الله شجاع و مومن "رضا استادی" در خطبه‌هاي نماز جمعه قم در شبستان حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) در ملاء عام از عموم مسئولیتهای خود تا ماه محرم ، کناره گرفت و دلیل خود را در أخذ این تصمیم با جملات زیر بیان داشت
انتخابات در قم به خوبي و با حضورپرشور مردم برگزار شد و پس از آن نيز هيچگونه اعتراضي نشد، اما بعد از سه روز، يك طلبه به اسم قاسم روانبخش بيان مي‌كند كه ما مي‌خواهيم راهپيمايي برگزار كنيم. حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبري در قم و ... مخالف برگزاري اين راهپيمايي بودند اما اين روحاني به حرف هيچكس گوش نكرد و كار خود را انجام داد. چرا اين روحاني با احساسات پاك مردم و طلاب بازي كرد؟ چرا هيچ دستگاهي نيست كه با او برخورد كند؟ افرادي كه در اين راهپيمايي‌ها كه پس از انتخابات توسط اين روحاني تشكيل شد، شركت كردند بايد استغفار كنند.به مردم سفارش مي‌كنم كه ببينيد چه كسي متن اين طومار را نوشته و چه هدفي را دنبال مي‌كند، بعد آن را امضا كنيد

با توجه به اينكه دكترها بنده را از هر گونه سخنراني منع كرده‌اند، لذا تا اول محرم از هر گونه سخنراني، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداري مي‌كنم


طلاب حوزه علمیه قم پیروان اسلام ناب محمدی با تحلیل از این تصمیمگیری بزرگ و تاریخی حضرت آیت الله استادی ، نتایج تحقیقات خود را درمورد یافتن پاسخی برای پرسش ایشان به عرض آن جناب و مسلمانان ایران و جهان میرسانند
سئوال آیت الله استادی در خطبه نمازجمعه: قاسم روانبخش تصمیم به براه انداختن یک راهپیمایی گرفت. این راهپیمایی برگزار شد – البته با شرکت چهارده پانزده نفر!!- در حالی که بزرگان حوزه قم، استاندار قم، معاون استاندار قم، و خیلی از دیگران با آن مخالف بودند. چرا هیچ دستگاهی نتوانست جلوی قاسم روانبخش را بگیرد؟ مگر او پشتش به چه کسی گرم است که از استاندار و مراجع هم قدرتش بیشتر است؟،

جواب سئوال: این شخص که در سایه و پشت سر آخوندک قاسم روانبخش ایستاده بود و دستور داد تا در حمایت از مقام رهبری، طوماری تهیه شود و راهپیمایی صدوپنجاه کیلومتری!! براه بیفتد، کسی نیست جز مجتبی خامنه ای ، آخوندک ششلول بند که به مجتبی ششلولی مشهور است


حضرت آیت الله استادی
مجتبی ششلولی ، آبرویی برای روحانیت و برا ی حوزه باقی نگذاشته و آبروی پدر ش راهم به قول حجت الاسلام هادی غفاری ریخته است. حجت الاسلام هادی غفاری گفتند و ما و شما و سراسر دنیا شنیدند که "آقای خامنه ای شما آبروی اسلام و روحانیت را بردید". در حقیقت بی آبرویی علی خامنه ای، نتیجه خشونت طلبیها و بچه بازیها و ناپختگیهای مجتبی ششلولی است


حضرت آیت الله استادی
مجتبی خامنه ای از برپا کردن بحران در میان مردم، به هیجان می آید. چنانچه در عکس مشاهده میکنید، او زیر لباده اش ششلولی بسته، و دست به ششلول راه میرود، به دست پدرش هم قلاب سنگی داده تا اگر در کوهستانهای کردستان، کبوتری یا گنجشکی بجنبد، بیدرنگ جانش را بستاند


حضرت آیت الله
باند مافیای نفوذ کرده درحوزه قم را همه میشناسند و احتیاج به معرفی کردن ندارد. همانها که در نشریه پرتوسخن و سایت منحوس "رجانیوز" اراجیف مینویسند و با اسم های قلابی و مستعار مثل "دلسوز" و "عدالت طلب" و امثال ذلک امضا میکنند. اینها یا زیرمجموعه "" هستند، یا زیر مجموعه دستگاه های مشابه که فقط از شخص مجتبی خامنه ای دستور میگیرند. هزینه فعالیتهای تفرقه افکنانه آنها را هم بنیادهای موازی تأمین میکنند. اخیراً حساب متعلق به مجتبی ششلولی را در انگلستان بستند و یک و نیم میلیارد پوند موجودی آن رامنجمد کردند. حسابی که برای بحران زائی در سایر ممالک عالم مورد استفاده این "حزب الشیطان"،و باهزینه کردن از اسلام ، قرار میگیرد! اینها دست در دست "لشگر بدر" از معاودان عراقی و آوارگان فلسطینی و حزب الله لبنان، و طالبان پاکستانی و افراد وابسته به حزب ضد اسلامی حکمتیار افغانی واحدهای ضربت گارد موسوم به "گارد رهبری" را تشکیل میدهند که تحت امر "مجتبی ششلولی" قرار دارند.همه جیره خواران مستقیم همین مجتبی خامنه ای هستند. همین باند مافیایی است که به اسم حمایت از رهبری علی خامنه ای مساجد و تکیه ها برادران مسلمان در شهرها و روستاهای کشور را خراب میکند و به نام دفاع از ولایت فقیه، علیه مسلمانان ایران و جهان لجن پراکنی میکند


با کمال أسف، این جنایتکار بی احساس که کارش بازی با احساسات مومنان است، مانند ما و شما ملبس به لباس روحانیت است و عالم روحانیت را به ننگ وجود خود آلوده
حضرت آیت الله
یا دعوت به خلع لباس این جنایتکار کنید، یا خود این لباس را از تن بیرون آورید و به گوشه ای بگذارید و به کار کشاورزی رجوع فرمایید. این لباس را این آخوندکهای شیاد جلاد، این نامسلمانان مدعی مسلمانی، این باند مافیایی پیرو مجتبی خامنه ای با ننگ خود ملوّث کرده اند


با عرض احترام و درخواست پوزش
ارادتمندان و شاگردان سرکار
طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی

پشت سر این فتنه یک توطئه است

بسمه تعالی
ملت شریف ایران
اکنون که مبارزات انتخاباتی به پایان رسیده است، وظیفه خود می دانم که از مشارکت گسترده و تاریخی شما مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش تشکر نمایم.همچنین از کلیه کسانی که برنامه های این حقیر را که محصول کارگروهی و مدلی فراگیر و مبتنی بر عقلانیت و مبتنی بر نیاز و حقوق مردم بود را پذیرفتند و به آن رای دادند، و از کسانی دیگر که پذیرفتند ولی به دیگری رای دادند یا کسانی که نیم نگاهی برای فردا به آن داشتند سپاسگذاری می کنم. باید از مراجع دینی و نخبگان کشور نیز که حضور بارز و موثری در این انتخابات داشتند، تشکرنمایم.حال که فعالیت ستادهای انتخاباتی پایان یافته است، از همه هواداران خود صمیمانه تشکر و با آنها مرتبط خواهم بود و از نظرات و مشاوره های آنها در آینده و به منظور پیشرفت و توسعه کشور استفاده خواهم کرد. به ملت عزیز ایران هم قول می دهم که همواره در کنارشان بوده و خواهم بود.همچنین در این انتخابات حوادث تلخ و شیرین فراوانی به وجود آمد و پرسش ها، ابهامات و دغدغه هایی در ذهن نگران جامعه و نخبگان پدید آمد که باید در فرصتهای مناسب تری به آنها بپردازیم.درس های بزرگی در این حوادث برای ملتی که می خواهد به الگویی برای دیگران تبدیل شود و پایه های یک تمدن جدیدی را بگذارد، وجود دارد. بکار گرفتن این درسها برای ساختن آینده سرمایه بزرگی است. که به بهای سنگینی بدست آمده است. به همین دلیل باید این درس ها را پاس بداریم و با صبر و حوصله به مطالعه آن ها بپردازیم تا در طراحی مسیر آیندة ایران اسلامی، بتوانیم از آن بهره کافی بگیریم.دغدغه های انتخاباتاین روزها کسانی هستند که به من و امثال من مراجعه می کنند و در رابطه با آزادی ها و مردم سالاری و انتخابات در آینده سؤال می کنند. دغدغه های خود را می گویند. از دلسردی ها حرف می زنند . من معتقدم که جمهوری اسلامی بدون آزادی و مردمسالاری دینی مفهومی ندارد و به همین دلیل با اطمینان می گویم که این ارزشهای بنیادین که از مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند در آینده با شدت و قوت ادامه خواهد داشت. اما مسائل اساسی وجود دارد که مورد غفلت قرار گرفته است و نیازمند توجه و تأمل است:اولاً آنچه که باعث شده این سئوالات بوجود آید حوادث پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بوده و بر کل نظام تأثیر گذاشته است. انتخاباتی که به هر حال در کنار اوج گیری جنبش حماسی ملت ایران یک نزاع سیاسی هم در درون آن بین نامزدها اوج گرفت. این عامل در کنار مدیریت انتخاباتی و ساختارهای ناقص آن، بی تدبیری ها، کج سلیقگی ها و ... در فرآِیند برگزاری انتخابات از یک سو و سوء مدیریت مطالبات و اعتراضات مدنی هواداران موجب شد تا محیط سیاسی و جنبش اجتماعی مردم تحت الشعاع قرار گیرد و به سوی بحران وسوء استفاده غرب کشیده شود.ثانیا ریاست جمهوری تنها بخشی از حکومت می باشد و نه همه آن . درکنار آن مجلس شورای اسلامی وجود دارد که نمایندگان شما مردم در آن حضور دارند، و قوانین کشور را تدوین و بودجه را تصویب و بر دولت نظارت دارند. همچنین قوه قضاییه وجود دارد که سازمان بازرسی و دیوان عدالت اداری می تواند هر نوع تخلفی را از مقامات دولتی گزارش و در دادگاه ها بررسی کنند. این نهادها دژهای محکمی در دفاع از آزادیها و مردمسالاری دینی و حقوق ملت هستند.ثالثاٌ در رأس همه این قوای حکومتی، رهبری نظام، که از مدافعان وسنگربانان آزادی و مردمسالاری طی سی سال انقلاب بوده است قرار دارد. شخصیتی که در دوران انسداد سیاسی می گفت خدا لعنت کند آن کسانی را که می گویند دانشجو نباید سیاسی باشد، و یا در مقابل تغییر قانون اساسی برای اینکه ریاست جمهوری سه دوره چهارساله شود مقاومت کرد، آیا ممکن است اجازه دهد که آزادی ها و مردمسالاری دینی ضعیف شود؟ فردی که در دوران سکوت چپ و کنار رفتن از سیاست به آن ها گفت که اگر به صحنه نیآیید، نظام و جامعه نمی تواند با یک جناح اداره شود و ناچار خواهیم شد از فعالان و نخبگان سیاسی بخواهیم یک چپ جدیدی را به وجود آورند، چگونه ممکن است راضی شود که تنها یک گروه وسلیقه خاص در صحنه سیاسی کشور فعال باشد؟ فردی که استقلال کشور را در دوران اصلاحات حفظ کرد و از رفتن کشور به سوی جنگ با آمریکا در چند سال اخیر جلوگیری کرد، آیا حاضر است جمهوری اسلامی را فدای یک گروه خاص و یا خدای نکرده سلیقه خویش کند، آن طوری که در تحلیل عده ای آمده است؟ لذا من مطمئن هستم که آزادی ها و مردمسالاری و استقلال، مثل گذشته در کشور با قدرت تمام ادامه خواهد یافت و همه فعالان سیاسی، احزاب و جناح ها می توانند و باید در صحنه باشند.آینده ایراناما نکته مهمی راکه می خواهم به آن بپردازم شرایط تاریخی، منطقه ای و بین المللی ایران است. شرایط تاریخی ایران نشان می دهد موقعیتی که در آن قرار داریم پس از سیصد سال به دست آمده و در آن فرصت هایی وجود دارد که اگر از دست برود ممکن است تا سیصد سال دیگر تکرار نشود؛ لذا امانتی از همه آن نسل هاست که در اختیار ماست و پر مسلم است که نباید به آن خیانت کنیم. نادیده گرفتن چنین موقعیت تاریخی وتعقیب منافع شخصی وگروهی و جناحی خود در چنین شرایطی خیانتی بزرگ به صدها میلیون ایرانی است که طی سه قرن آینده می آیند ومی روند.ماندن ودر جا زدن در وضعیت های سیاسی ، عدم ورود به سطوح بالاتر شکوفایی وتوسعه، عدم تعقیب تحولات اقتصادی و فرهنگی و مدیریتی درکشور و در یک کلام زندانی کردن انقلاب در میان حصارهای سیاست وحکومت گناهی نابخشودنی است که نسلهای آینده آنرا بر ما نخواهند بخشید. امروزه هر نوع نزاع سیاسی هرچند که برحق هم باشد اگر ما را از ادامه انقلاب در حوزه های اقتصادی و فرهنگی باز بدارد یک گناه نابخشودنی است وفاتحان آن موجب خواهند شد که یک شکست استراتژیک را به ملت ایران تحمیل کنند. پس راهی جز وحدت بر سر ادامه انقلاب اسلامی در حوزه های فتح نشده نیست. البته لازمه آن هم ، اصلاحاتی در حوزه سیاسی می باشد.شرایط منطقه ای و بین المللی ایران هم بی نظیر است. دریایی از فرصتها برای ما بوجود آمده است. ندیدن و استفاده نکردن از این فرصتها نیز یک گناه نابخشودنی است . برای استفاده از این فرصت های تاریخی و منطقه ای و بین المللی نیاز به وحدت داریم. مهم ترین وحدت در شرایط امروز وحدت مفهومی وارزشی ا ست. وحدت کلمه است. نباید کاری کنیم که عدالت در مقابل عدالت قرار گیرد. جمهوریت در مقابل اسلامیت نظام قرارگیرد. جمهوری اسلامی در مقابل آزادی قرار گیرد. نظام در مقابل انقلاب اسلامی قرار گیرد و ادامه انقلاب اسلامی در حصارهای سیاست زندانی شود و یا دینداری در مقابل اخلاق قرار داده شود. ادامه این وضعیت ما را به سوی فروپاشی می برد. سند چشم انداز بیست ساله کشور می تواند وحدت کلمه ما باشد. این سند از چنین ظرفیتی برخوردار است که عدالت، آزادی، مردمسالاری، اسلام و انقلاب را در کنار یکدیگر و همراه با توسعه و شکوفایی و تعالی پی گیری کند.ازطرف دیگر ما به وحدت عملی و رفتاری دو طرفه نیازمند هستیم .کسانی که در حوادث اخیر اشتباه کرده اند جبران نمایند وکسانی که آسیب دیده اند گذشت کنند و البته خسارت های وارده به آنان جبران شود. نیاز به بازگشت اخلاق و ارزش ها و تقوی به عرصه سیاست داریم. نیاز به همکاری و برادری داریم . نیاز به احترام به مردم و رعایت حقوق آن ها را داریم. من معتقدم عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر نمی توانیم جای خود را به دیگران بدهیم و دیگران را در اداره کشور مشارکت بدهیم، بسی بیراه رفته ایم. نیاز به بسیج نخبگان کشور در اداره کشور و جامعه داریم، تا با کمک آن ها بتوانیم انقلاب را در حوزه های اقتصادی و فرهنگی ادامه بدهیم.امروزه جامعه ایران و نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دچار اختلافات شده است. خانواده انقلاب را تهمت باران می کنند. عده ای به برخی از اعضای این خانواده منافقین جدید لقب می دهند. عده ای دیگر بخشی از این خانواده را به عنوان خوارج لقب می دهند. آیا این یک توطئه نیست که نیروهای طرفدارنظام را به جان هم بیاندازند و یک فروپاشی درونی صورت بدهند؟ من معتقدم پشت سر این فتنه یک توطئه است. در اوج اقتدار جمهوری اسلامی در داخل ایران و منطقه و در زمانی که دولت بوش و صهیونیستها نتوانستند از طریق جنگ وتحریم به تنهایی کاری انجام دهند، به فکر انفجار از داخل افتادند تا با کمک آن ایران را ابتدا ضعیف سازند و سپس با کمک تحریم های جدید و احیاناً حمله از بیرون ایران را تسلیم کنند. مهم ترین ابزار توطئه گران در ایجاد فتنه استفاده از جهالت برخی و احساسات برخی دیگر است. درضمن تقویت انحرافات دراین میان نقش مهمی ایفا می کند . تاثیر اشتباه کاری های جاهلانه و بروز تعصبات و احساسات غیر منطقی در حوادث اخیر کمتر از تأثیر دخالت بیگانگان در آن نبوده است.من معتقدم ادامه روش برخی از فعالان سیاسی ما را به عقب می برد و با شکست مواجه می کند و تاکنون هم آسیب هایی وارد کرده است و ادامه روش برخی دیگر ما را به سراشیبی می برد و آسیب می رساند. آسیب هایی که از هر دو طرف وارد شده قابل اصلاح است، اگر عزمی برای اصلاح باشد این روشها باید اصلاح شود. با این حال معتقدم که آقایان میرحسین موسوی، احمدی نژاد و کروبی و سایر فعالان سیاسی راهی جز کنار هم نشستن برای منافع ملی را ندارند. اگر در طی ماه های آینده دولت بخواهد که در مذاکرا ت هسته ای شرکت کند و یا مذاکرات با قدرت های بین المللی را شروع کندآیا نباید در آن ملت ایران با حمایت و همکاری همه ، سربلند از این مذاکرات بیرون آید؟ یا اگر طی ماه های آینده اسرائیل قصدی علیه ایران داشته باشد، آیا نباید با وحدت در مقابل آن ها دفاع کنیم ؟اگر امروز نتوانیم از احساسات و عواطف عبور کنیم و به عصر عقلانیت پا بگذاریم نه تنها به خود خسارت وارد کرده ایم که به ملت ایران خسارت های نابخشودنی وارد می کنیم . مبارزه برای پاسداری از آزادی و دموکراسی با وحدت امکان پذیر است و نه با نزاع و دعوا. مبارزه با مفاسد اقتصادی با وحدت امکان پذیر است و نه با تهمت و افترا. تجربه نشان داده است که ما باید نقد و نصیحت و مبارزات خود در درون جامعه را برای اصلاح آن با مبارزات با دشمنان برای دفاع و یا کسب حقوق خود تفکیک کنیم. در اولی باید با مهر و محبت و گذشت و نه با خشونت ولی در دومی باید با شدت و بدون گذشت برخورد کرد. نقد و نصیحت و مبارزات سیاسی در جامعه باید در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر صورت گیرد و نه جنجال و تخریب. امر به معروف و نهی از منکر همراه با اصلاح و وحدت است ولی نزاع و دعوا به فساد و تفرقه کشیده می شود. چرا علما و روحانیون و اسلام شناسان ما اجازه داده اند این فریضه مهم دینی متروک شود؟ ویا آنکه محدود به ظواهر شود؟ آنهم به یک و یا دو مورد ؟ اگر دولتمردان و نامزدهای انتخابات، حوادث پس از انتخابات را در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر می دیدند و صف معترضین را از اغتشاشگران و یا صف ملت را از دشمنان جدا می کردند، آیا به مردم اهانت می شد؟ آیا کسی زخمی وکشته می شد؟ آیا به نظام اهانت می شد؟ آیا دشمنان ما می توانستند در خارج به آبرو و اعتبار ایران و نظام جمهوری اسلامی خدشه ای وارد کنند ؟ درفرصت های مناسب تحلیل مفصل تری را از حوادث اخیر ارائه خواهم کرد.من معتقدم که روش های مرسوم وجاری نقد و مبارزات فعالان سیاسی در جامعه، کارخانه بزرگی ساخته است که سالهاست دوستان را به دشمنان تبدیل کرده است، و هر روز هم تکنولوژی آن را نو و مدرن می سازند. محصولات زهر آلودی تولید و به جامعه تزریق می کند و از دوستان می کاهد و بر دشمنان می افزاید، نشاط وشادابی و اعتماد و امید به آینده را ضعیف می سازد. باید این کارخانه را تعطیل کرد. این کارخانه در شرایط کنونی سم مهلک برای جامعه و نظام اسلامی است.از طرف دیگرخوش بینی نسبت به مخالفین و دشمنان نظام نیز تا کنون خسارات عظیمی به بار آورده است. البته دشمن تراشی در خارج از ایران هم نباید تبدیل به یک کارخانه دیگری شود. اگر کسی دست دوستی به سوی ملت ایران دراز کند. نباید دست او را زخمی کرد واگر کسی هم خنجری پشت خود مخفی کرد، نباید ناشیانه با آن دست داد.در اینجا سخن حکیمانه رهبری انقلاب قابل توجه است که " ..... مردم و نخبگان و همه جناح‌ها بايد مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگيرند و رفتاری را كه بايد با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند.مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگيريم و دوست را بخاطر يك خطا، دشمن به حساب بياوريم..... از آن طرف عده‌ای هم، بايد مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نكنند و فريب حرف‌های او را نخورند. "برای دستابی به یک وحدت دوطرفه نیاز به همکاری مردم ونهادهای حکومتی و فعالان سیاسی با یکدیگر می باشدکه طرح زیر می تواند در این رابطه راهگشا باشد.1- تفکیک مردم معترض و ناراضی از ضد انقلاب و اغتشاشگر به توسط نهاد های حکومتی و فعالان سیاسی و خود مردم وتعامل و برخورد متناسب با آنها .2- تفکیک مردم و فعالان سیاسی معترض از دخالت بیگانگان و عوامل آنها در داخل.3-تعامل و تفاهم بین معترضین و نهادهای حکومتی و مشارکت همه در حفظ منافع ملی وانجام فعالیتهای سیاسی .4- فعالان سیاسی حقوق خود و مردم را از طریق قانون پیگیری کنند و نهادهای حکومتی هم شکایات مردم و فعالان سیاسی را با جدیت و بدون واهمه ازکسی پیگیری نمایند.5- نهادها ی حکومت وظایف خود را در برقراری نظم وحفظ حقوق مردم طبق قانون انجام دهند.6- سیره عملی امام و رهنمودهای رهبری، پایان بخش اختلافات (که در مراحل قبل حل نشده) باشد
در پایان صمیمانه از همه می خواهم که قدر سی سال فداکاری و تلاش خود و ملت ایران را بدانیم و دست برادری به یکدیگر بدهیم و از سوی دیگر نشاط، شادابی و امید به آینده را در ملت خود حفظ و تقویت کنیم و این محقق نمی شود مگر با عزم و ارادة راستین برای آشتی ملی و گذشت از تمام اطراف و دلجویی از آسیب دیدگان است
تا آخر عمر در کنار شما خواهم بود و جانم را فدای ایران عزیز و اسلامی خواهم نمود
محسن رضایی

11 July 2009

کارهای خودسرانه "آخوندک قاسم روانبخش" و سایر شاگردان "مصباح یزدی" خدمت نیست، خیانت است


الحمدُللهِ الذّی جَعَلَ أعدائَنا مِنَ الحُمَقاء
.


روزی که کجکول فراخوان داد تا طلاب شریف و مدرّسان با وجدان و اهل ایمان ، قرآن به سر گیرند و اعتصابات را در حوزه های دروس خارج و داخل آغاز کنند، آخوندک له شده، "قاسم روانبخش" احمق از فرط ناشیگری پا در میدان گذاشت و برای عقب نماندن از قافله، اطلاعیه ای داد که طلاب و مردم بیایند و برای حمایت از رهبری! یک راهپیمایی صدوپنجاه کیلومتری به راه بیندازند!! اما روز کذایی، حتی صدوپنجاه نفر – همان نسناسان و خنّاسان شناخته شدهء باندهای مافیایی نفوذی در حوزه- هم برای راه پیمایی جمع نشده بودند! که این یک تودهنی بزرگ به "مصباح اهریمن نژاد" و "قاسم روانمرده" و باند نسناسان و خنّاسان بود . نتیجه این تودهنی – که مایهء آبروریزی بزرگی شد- آن بود که حضرت آیت الله استادی در نماز جمعه نوزدهم تیرماه هشتادوهشت در قم حاضر شده و به عنوان امام جمعه موقت قم، فرمایشاتی فرمودند و گفتند حالا که میزانها به هم خورده و هر آخوندکی به خود اجازه میدهد که حوزه علمیه قم را دستخوش هوا و هوس تندرویهای خود بنمایند، ایشان تا ماه محرم از همه دروس داخل و خارج متاره میگیرند، و از شرکت در نمازهای جمعه و ایراد خطبه ها خودداری خواهند فرمود، و الغرض، راه اعتصاب در پیش خواهند گرفت
طلاب حوزه علمیه قم پیروان اسلام ناب محمدی از اقدام جوانمردانه و شجاعانه این بزرگمرد روحانی قدردانی میکنند و با اعلام حمایت از موضع ایشان همه مدرسان و طلاب شریف حوزه های علمیه سراسر ایران را فرامیخوانند که به رویّه این بزرگمرد تأسی کنند و برای اعتراض به وضع موجود و بهم خوردن موازین اصولی ، دست به اعتصاب بسیار گسترده بزنند
.
آيت‌الله استادي: انجام اين كارهاي خودسرانه خيانت است

.
به گزارش فارس، امام جمعه قم آيت‌الله رضا استادي امروز در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه قم كه در شبستان حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) برگزار شد با بيان اينكه نبايد فرد يا افرادي موجب تضعيف اقتدار رهبر شوند, مطالب مهمی را به شرح زیر ابراز داشت

رعايت تقوا و حلال و حرام بسيار با اهميت است و در آيات و روايات نيز به آن تاكيد شده است.خداوند در قرآن كريم به موضوع تقوا اشاره كرده است و بهترين توشه را براي سعادت دنيا و آخرت انسان‌ها تقوا مي‌داند.اختلاف به عنوان مسائلي است كه زمينه گناه را ايجاد كرده و مانع پيشرفت كشور شده و به عنوان بي‌تقوايي به شمار مي‌آيد.اختلاف در كشور موجب بهره‌برداري دشمن مي‌شود و اين براي كشور خطرناك است و دشمنان به اهداف خود مي‌رسند.بايد همه مردم در كنار هم به فكر آباداني كشور باشند و با همدلي و اتحاد به فكر پيشرفت كشور باشند هر كس با قدم، قلم و يا بيان خود موضع‌گيري‌هايي كند كه موجب نگراني مردم شود اين خود نوعي بي‌تقوايي است و بايد همگان كاري كنيم تا تصميم‌گيري‌هاي ما به گونه‌اي نباشد كه موجب تشديد اختلاف در ميان مردم شود

نظام و كشور ما اسلامي است و همه مسئولان،‌ علما، مردم و ... بايد به گونه‌اي عمل كنند تا برادري در جامعه حفظ شود

نظام ما با پشتيباني مردم حركت مي‌كند و موفق است و نبايد دست به كاري بزنيم كه مردم به نظام بدبين شوند

همه تصميم‌گيري‌ها بايد به سمتي باشد كه اهتمام مردم را به نظام بيشتر كند و هر چه پشتيباني مردم از يك نظام بيشتر باشد، آن نظام قدرتمند‌تر و مستحكم‌تر خواهد بود

هر چه ابهت رهبر بيشتر باشد و جايگاه او قوي‌تر شود، اقتدار نظام نيز بيشتر مي‌شود و اين موضوع به نفع نظام و اسلام است. دولت جديد نيز بايد با تركيب مناسب به فكر مردم باشد و مشكلات آنها را رفع كنداگر فرد يا گروهي كاري انجام دهند تا نهاد رهبري تضعيف شود، اين به ضرر همگان بوده و بي‌تقوايي به حساب مي‌آيد

كساني كه پشتيبان نظام هستند هرگز دست به چنين كاري نزده و به دنبال حفظ جايگاه رهبري هستند.رواج شايعه تنها به نفع دشمن است و متاسفانه در برخي از زمان‌ها مشاهده مي‌شود دوستان نيز به ترويج شايعات مي‌پردازند كه اين براي نظام مشكل‌آفرين است.كسي كه شايعه را مي‌سازد، كسي كه پخش مي‌كند، كسي كه مي‌پذيرد و كسي كه آن را ترتيب اثر مي‌دهد فردي بي‌تقوا استچيزي را كه نمي‌دانيم نبايد بگوييم و اين موضوع تنها دشمن شادكن است

حوزه علميه قم يك حوزه‌اي است كه شورا، مديريت، جامعه مدرسين، مراجع و ‌... دارد و نمي‌شود هر فردي از هر گوشه‌اي از حوزه بلند شود و با سخنان بيهوده فكر كند دارد از رهبر حمايت مي‌كندانجام اين كارهاي خود سرانه تنها خدمت نبوده بلكه خيانت است

انتخابات در قم به خوبي و با حضور پرشور مردم برگزار شد و پس از آن نيز هيچگونه اعتراضي نشد، اما بعد از سه روز يك طلبه بيان مي‌كند كه ما مي‌خواهيم راهپيمايي برگزار كنيم

حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبري در قم و ... مخالف برگزاري اين راهپيمايي بودند اما اين روحاني به حرف هيچكس گوش نكرد و كار خود را انجام داد

چرا اين روحاني با احساسات پاك مردم و طلاب بازي كرد؟ چرا هيچ دستگاهي نيست كه با او برخورد كندافرادي كه در اين راهپيمايي‌ها كه پس از انتخابات توسط اين روحاني تشكيل شد، شركت كردند بايد استغفار كنند.به مردم سفارش مي‌كنم كه ببينيد چه كسي متن اين طومار را نوشته و چه هدفي را دنبال مي‌كند، بعد آن را امضا كنيد

با توجه به اينكه دكترها بنده را از هر گونه سخنراني منع كرده‌اند، لذا تا اول محرم از هر گونه سخنراني، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداري مي‌كنم

خطابیه "إخوان صفا" و " خُلّان وفا" به عموم علما و فقها و طلاب حوزه های سراسر ایران


طلاب شریف، آخوندکها را إمشی کنید
.

به حکم فتوای صریح بزرگترین مرجع جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری نجف آبادی, ، علی خامنه ای ، جائر و دخالتش در امور عرفی و شرعی حرام، و دفع فتنه او و پسرش مجتبی بر عموم مسلمانان از عاجلترین وظایف شرعی، و از اهم فرایض عینی دینی است

.
استفتائات شیخ محسن کدیور، و فتاوی جوابیه حضرت آیت الله العظمی منتظری را در زیر بخوانید و تکلیف خود را در تعیین تکلیف با طاغوت و نظام طاغوتی برپا شده ، و زیر دست این پدر و پسر دجال بشناسید
طلاب حوزهء علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
بیستم تیرماه یک هزارو سیصدوهشتادوهشت خورشیدی


محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود در میان نهاد.
کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.
در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.
در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.
کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیرپانهادن ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.
به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.
این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیور از علائم شرعی «ولایت جائر» مرقوم داشته است: جور، مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد جائر و و لایتش جائرانه است ، و تشخیص چنین ولایتی در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.
فتاوای فوق العاده مهم آیت الله العظمی منتظری در تداوم فتوای تاریخی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نهضت مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار و فتوای مرحوم آیت الله العظمی خمینی در جریان انقلاب اسلامی بر علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی است. این بیانیه مهمترین حکم صادره از سوی مراجع دینی قم درباره تخلفات مسئولان حکومتی پس از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می شود.
با توجه به نیاز این پرسش و پاسخهای فنی به شرح و بسط و تفصیل، شرح این فتاوای پرارزش استاد به زودی از سوی شاگرد منتشر خواهد شد.
* * *
متن کامل این پرسش و پاسخ تاریخی به شرح ذیل است:
پاسخ‏هاى فقهى - سياسى حضرت آيت‏اللّه العظمى منتظرى
به پرسش‏هاى حجةالاسلام والمسلمين دكتر محسن كديور

.
بسم اللّه الرحمن الرحيم
محضر مبارك فقيه متأله، علامه مجاهد، شيخنا الاستاد، آيت‏اللّه العظمى منتظرى دام‏ظله
سلام عليكم
ميلاد مسعود مولاى متقيان، امام مظلومان، اسوه عدالت‏جويان و سرور آزادى‏خواهان على‏بن ابى‏طالب(عليه الاف التحيةوالسلام) را به آن عالم ربانى تبريك و تهنيت عرض مى‏كنم. اين عيد سعيد را در شرايطى برگزار مى‏كنيم كه دهها پيرو آن امام همام‏در اعتراض مسالمت‏آميز به حق‏كشى‏هاى حكومت ايران، شهيد و صدها نفر مجروح و هزاران نفر بازداشت و زندانى شده‏اند. تأسف‏بار آن‏كه اين همه تجاوز به حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشيّع صورت گرفته است. سوگوارانه از نام سبز على(ع) خرج مى‏كنندو به راه سياه معاويه مى‏روند.
از محضر شما آموخته‏ام كه اشاعه معارف قرآنى، تعاليم نبوى و احكام اهل بيت بهترين راهكار مبارزه با ظلم و جور در هرشرايطى است. اينك به مقتضاى حال و براى روشن نگاه داشتن كورسوى <اميد> در دلهاى پاك نسل جوانى كه از متوليان رسمى به نام‏اسلام قساوت ديده، به نام تشيّع خرافات شنيده، و روح و روانشان از اين همه دروغ و ريا و خيانت در امانت زخمى و خسته است،به در خانه‏اى آمده است كه خانه اميد ملت مظلوم ايران است و ياد مجاهدت‏ها و دفاع جانانه شما از حقوق به تاراج رفته ملت -به‏ويژه در 13 رجب سال 1376 و بيش از پنج سال حبس خانگى متعاقب آن - هرگز از حافظه تاريخيش محو نمى‏شود. بر اين شاگردكوچك خود منّت بگذاريد و با پاسخ به اين پرسشهاى شرعى در اين ظلمت‏كده روزنى به نور بگشاييد. اين پرسشها، پرسشهاى مردم‏رشيد و مظلوم ايران از پيشوايان دينى‏شان است.
از اين‏كه با صرف وقت گران‏بهاى خود - علاوه بر اين‏كه به شكوفايى فقه <عدالت محور> اهل بيت(ع) يارى كرده از سقوط آن درورطه فقه اشعرى < امنيت محور > توجيه‏گر ظلم ممانعت مى‏كنيد - براى مؤمنان تشنه حق در اين شرايط خطير ارائه طريق مى‏فرماييد،صميمانه سپاسگزارم. اميدوارم اين شاگرد كوچكتان را در اين كنج غربت از دعاى خير فراموش نفرماييد.
عزّت عالى مستدام باد
محسن كديور
14 تير 1388

---------------------------------
سؤال 1 - تصدّى مناصبى كه بر اساس قانون لازم‏الرّعايه - شرط ضمن عقد خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروطبه شرايطى الزامى از قبيل عدالت، امانتدارى، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است، پس از سقوط شرايط و احرازمكرّر صفات متضادّ به نحو شياع و در حد اطمينان قريب به يقين، چه حكمى دارد؟


< بسم اللّه الرحمن الرحيم >
< وسيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون >
جناب مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت بركاته
پس از سلام و تحيّت و تبريك متقابل. پاسخ تفصيلى سؤالات جنابعالى فرصت بيشترى مى‏طلبد، ولى اجمالاً به پاسخ‏هايى اشاره‏مى‏شود:
ج 1 - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سؤال كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامه‏جامعه دخيل است خود به خود و بدون حاجت به عزل، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم نفوذ احكام‏صادره از سوى آن متولى و متصدى مى‏گردد، و اما شرايطى غير از آن شرايط كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت وتصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته وتعهد نموده‏اند تخلف از اين‏گونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مى‏توانند متصدى و متولّى را به‏واسطه تخلف از شرطاز منصبش عزل نمايند. ولى سقوط عدالت، امانتدارى يا برخوردارى از رأى اكثريت و تأييد مستمر از ناحيه آنان كه از شروطمشروعيت توليت و زمامدارى است موجب مى‏شود كه پس از سقوط آنها، اصولى مانند حمل بر صحت و اصالت برائت درباره‏كارهاى متصدى در امور جامعه كه فاقد شرط گرديده جارى نشود، بلكه وى بايد براى اثبات عدم تخلف از شرع و قانون و احقاق‏حقوق مردم و بقاء بيعت اكثريت مردم با او، بيّنه‏اى معتبر و دليلى معقول براى مردم بياورد و آنان را راضى كند. و در موارد اختلاف‏در پيشگاه داورى آزاد، عادل و بى‏طرف و كاملاً مستقل از حاكميت ادعاى خود را به اثبات رساند. و داورى هر نهادى كه زير نفوذ ياوابسته به او باشد شرعاً و عقلاً حجت نمى‏باشد.
سؤال 2 - وظيفه شرعى مردم در قبال چنين متصديانى - كه عليرغم امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر مكرّر ناصحان و مشفقان براعمال خلاف شرع خود اصرار دارند - چيست؟
ج 2 - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعاً و عقلاً توليت و تصدى امر اجتماعى را از دست داده‏اند خود به خود از مقام خودمعزولند و تصدى آنان هيچگونه مشروعيتى ندارد و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم بايد عدم مشروعيت ومقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از آن منصب را با رعايت مراتب امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و حفظ ترتيب < الاسهل‏فالاسهل والانفع فالانفع > و انتخاب مفيدترين و كم هزينه‏ترين راه ممكن ابراز داشته و بخواهند.بديهى است كه اين وظيفه‏اى همگانى‏مى‏باشد كه هر كس را اعم از خواص و عوام جامعه به اندازه آگاهى و توانايى كه دارد فرامى‏خواند و كسى نمى‏تواند به بهانه‏اى ازعمل به آن شانه خالى كند و خواص جامعه كه از همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ كلمه و اعتبار بيشترى برخوردارندمسئوليتى خطيرتر دارند و بايد با اتحاد و همفكرى و ايجاد احزاب و تشكيلات و تجمعات خصوصى و عمومى به ديگران‏اطلاع‏رسانى كرده و راه چاره را به آنها بنمايانند. مولى اميرالمؤمنين(ع) در وصيّت آخرشان فرمودند: < لا تتركوا الامر بالمعروف‏والنهى عن المنكر فيولّى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم > ( نهج‏البلاغه نامه 47) حاكميّت و تسلط اشرار نتيجه طبيعى ترك‏امربه‏معروف و نهى‏از منكر است، زيرا آنان از فرصت‏ها سوء استفاده مى‏كنند.
سؤال 3 - آيا ارتكاب معاصى كبيره ذيل و اصرار بر آنها به سلب < ملكه عدالت > و تحقق < ملكه جور > منجر مى‏شود يا خير؟
الف - آمريّت و تسبيب در قتل نفوس محترمه.
ب - آمريّت و تسبيب اقوى از مباشرت در ارعاب و اخافه مسلحانه و ضرب و جرح مردم بيگناه در شوارع.
ج - ممانعت قهرآمز از اقامه فريضه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و نصيحت به ائمه مسلمين از طريق انسداد كليه مجارى‏عقلانى و مشروع اعتراض مسالمت‏آميز.
د - سلب آزادى و حبس آمران بالمعروف و ناهيان عن‏المنكر و ناصحان و اعمال فشار براى گرفتن اقرار بر امور خلاف‏واقع از آنها.
ه - ممانعت از اطلاع‏رسانى و سانسور اخبار كه مقدمه واجب انجام فريضه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و نصيحت به ائمه‏مسلمين است.
و - افترا به معترضان خواهان اجراى عدالت مبنى بر اين‏كه < هر كه با متصديان امور مخالف است مزدور اجنبى و جاسوس‏خارجى است>
ز - كذب و شهادت دروغ و گزارشهاى خلاف واقع در امور مرتبط با حق‏الناس.
ح خيانت در امانت ملى.
ط - استبداد به رأى و بى اعتناى به نصيحت ناصحان و تذكر عالمان.
ى - ممانعت از تصرّف مالكان شرعى در مِلك مُشاع سرنوشت ملى.
ك - وهن اسلام و شَين مذهب از طريق ارائه چهره‏اى بسيار خشن، غيرمعقول، متجاوز، خرافى و استبدادى از اسلام و تشيّع‏در جهان.
ج 3 - ارتكاب همه معاصى نامبرده يا اصرار بر برخى از آنها از بارزترين و گوياترين شواهد فقدان ملكه عدالت و از مصاديق‏آشكار ظلم و بى‏عدالتى است. به‏راستى اگر اين‏گونه معاصى موجب فسق و خروج آشكار از عدالت در نگاه عموم نباشد پس چه‏معصيتى است كه انجام آن گواه ستم و بى‏عدالتى در انظار همگان است؟! و روشن است كه هرگونه معصيتى به‏ويژه چنان معاصى‏نامبرده در صورتى كه در قالب دين، عدالت، قانون انجام گيرد مفسده‏اى افزون دارد و بيشتر موجب خروج از عدالت شده و داراى‏مجازات دنيوى و اخروى شديدترى خواهد بود، زيرا اين‏گونه ارتكاب معصيت علاوه بر مفسده خود معصيت مفسده فريبكارى ومفسده تخريب چهره دين، عدالت و قانون را نيز دربر دارد.
و در مواردى كه كارهايى به نظر متصديان حاكميت، عادلانه و مشروع و به نظر عده زيادى از مردم، نامشروع و مصداق فسق وظلم و تضييع حقوق مى‏باشد، بايد نظر و قضاوت داوران عادل و بى‏طرف و مرضىّ‏الطرفين ملاك قرار گيرد.
سؤال 4 - آيا تمسك به جملاتى از قبيل < حفظ نظام از اوجب واجبات است > مجوّز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زيرپانهادن بسيارى از ضوابط اخلاقى و محكمات شرعى از قبيل صداقت و امانتدارى است؟ آيا به بهانه حفظ < مصلحت نظام > مى‏توان از اجراى اصل اصيل < عدالت > - كه صفت مميّز فقه سياسى تشيّع در طول تاريخ بوده است - صرف‏نظر كرد؟ اگر برخى‏متصديان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر تشخيص خطاى خود اصرار كنند، وظيفه شرعى‏مؤمنان چيست؟
ج 4 - حفظ نظام به خودى خود نه موضوعيت دارد و نه وجوب آن وجوب نفسى مى‏باشد؛ به‏ويژه اگر مقصود از »نظام« شخص‏باشد. نظامى كه گفته مى‏شود: »حفظ آن از اوجب واجبات است« نظامى است كه طريق و مقدمه و بر پا كننده عدل و اجراء فرائض‏شرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراين با توجه به اين نكته، تمسك به جمله»حفظ نظام از اوجب واجبات است« به هدف توجيه و صحه‏گذارى بر امور متصديان و كارگزاران و عدالت‏نمايى كار آنان براى‏ديگران در حقيقت تمسك به عام در شبهه مصداقيه و ميان دعوا نرخ تعيين كردن و تنها به قاضى رفتن است؛ كه اگر چنين تمسكى ازروى ناآگاهى باشد بايد طبق مراتب امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر با آن معامله نمود. از طرف ديگر بديهى است كه با كارهاى ظالمانه وخلاف اسلام نمى‏توان نظام اسلامى را حفظ يا تقويت نمود، زيرا اصل نياز به نظام براى اجراى عدالت و حفظ حقوق، و در يك كلمه‏اجراى احكام اسلامى است؛ پس چگونه متصور است با ظلم و جور و كارهاى خلاف اسلام، نظام عادلانه و اسلامى را حفظ وتقويت نمود؟ حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن وبازداشت و شكنجه‏هاى قرون‏وسطى و استالينى و ايجاد خفقان و سانسور روزنامه‏ها و اخلال در وسائل ارتباطى و زندانى كردن‏عقلاء و نخبگان جامعه به بهانه‏هاى واهى و تحميل اعتراف به امور خلاف واقع به‏ويژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهان‏محكوم و بى‏ارزش است، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) اقرار و اعتراف در زندان يك ذرّه اعتبارشرعى و قانونى ندارد و نمى‏تواند ملاك حكم باشد. (وسائل، كتاب الاقرار، باب 4 و ابواب حدالسرقة، باب 7)
مردم رشيد ايران نيز از حقيقت اين اعترافات كه نمونه‏هاى آنها در تاريخ حكومت‏هاى فاشيستى و كمونيستى ثبت است كاملاً آگاه‏مى‏باشند و مى‏دانند اين اعترافات و مصاحبه‏هاى ساختگى تلويزيونى با زور و شكنجه و تهديد در جهت پنهان نمودن ظلمها وبى‏عدالتى‏ها و تحريف چهره اعتراضات مسالمت‏آميز و قانونى مردم، از فرزندان به بند كشيده آنان گرفته مى‏شود. و مسئولين مربوطه‏بدانند كه آمر و متصدى و مباشر گرفتن اين‏گونه اعترافات و مصاحبه‏هاى دروغ گناه‏كار و مجرمند و شرعاً و قانوناً مستحق تعزيرخواهند بود. كشور متعلق به مردم است نه مال من و شما، و تصميم از ناحيه آنان مى‏باشد، و متصديان امور خدمتگزار مردم مى‏باشند.مردم بايد بتوانند با تجمعات آزادانه و تبليغات كتبى و شفاهى از حقوق خويش دفاع كنند، شاه هنگامى صداى انقلاب مردم را شنيدكه ديگر دير شده بود. اميد است متصديان امور نگذارند به آنجا برسد، بلكه هرچه زودتر در برابر خواسته‏هاى ملت خويش انعطاف‏پيدا كنند، جلو ضرر را از هرجا بگيريم به نفع خواهد بود.
سؤال 5 - امارات شرعى < ولايتِ جائر > چيست و علماى اعلام ( اعلى اللّه كلمتهم ) و نيز مكلفان در قبال بروز آن چه‏وظيفه‏اى دارند؟
ج 5 - جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاق‏هاى ملى است كه در قالب قانون درآمده باشد و كسى كه متولى‏امور جامعه است و بدين‏گونه مخالفت مى‏ورزد جائر و ولايتش جائرانه است و تشخيص چنين ولايتى در درجه اول بر عهده خواص‏جامعه يعنى عالمان دين‏آشنا و مستقل از حاكميّت و انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مى‏باشد كه هم به احكام وموازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينان‏آور به مخالفت عمدى با آنها پى‏برده و مى‏توانند آن را مستدل‏كنند. مشروط بر اين‏كه از هرگونه نفوذ حاكميّت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند. و در درجه دوم بر عهده عموم‏مردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رودر رويى مستقيم با موضوعات ومشكلات دينى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع و قانون لمس كرده و احساس نمايند.
بالاخره به طور اجمال عدالت يا بى عدالتى حاكمان امرى ملموس در جامعه و آثار آن نمايان است، و چهره در نقاب ندارد. و هركس به هر مقدار آگاهى و توان در مقابل بى‏عدالتى‏ها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم آگاه كرده و هم بادرنظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربه‏معروف و نهى از منكر راهكار ارائه دهد چون نمى‏شود و نمى‏توان باور كرد كه‏انسانى عدالتخواه باشد ولى در راه آن گامى برندارد يا هراس داشته يا خود و ديگران را با تسويل و آراستن كوتاهى خود يا تسويف وامروز و فردا كردن و يا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم كند. ترس از مخلوق شرك باللّه العظيم است و تسويل و تسويف هم ضلال واضلال. سيره اولياى معصومين(ع) نيز تلاش در راه عدالت اجتماعى بود و اگر آنها تنها به امور فردى اسلام همت و اكتفاء داشتند اين‏همه ظلم و ستم بر آنان و به بند و حصار كشيدن و تحت مراقبت قراردادن و در نهايت به شهادت رساندن آنان براى چه بود؟! خداونداز عالمان به خصوص عالمان دين ميثاقى غليظ گرفته كه در مقابل ظلم سكوت نكنند < اخذاللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم‏و لا سغب مظلوم > (نهج البلاغه / خطبه 3). البته عمل به اين ميثاق همانگونه كه ثوابى عظيم دارد هزينه‏اى سخت هم خواهد داشت.( أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون. و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن اللّه الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين)(عنكبوت / 2 و 3)
به هوس راست نيايد به تمنّى نشود
اندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد
ان شاء اللّه موفق باشيد
17 رجب 1430 - 19/4/1388
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

10 July 2009

این پدر و پسر فاسد و مفسدند. آنها را مهلت ندهید که چشمها را از حدقه ها بیرون میکشند

این پدر و پسر محارب با قرآن اند
.

در پی بالاگرفتن جنایتکاریهای شیطان پرستان و آدمکشان در شهرهای ایران و در خوابگاه های دانشجویان و کشتار و سرکوب افسارگسیخته جوانان این مرز و بوم توسط مافیای سّلاخان تحت ر هبری مجتبی خامنه ای ، علی خامنه ای جنایتکار و بد ذات چنان مورد انزجار و نفرت قرار گرفته، که اصل اطاعت پذیری اکثریت نیروهای مسلح ایران کاملا آسیب دیده است. اسرائیل، فرصت را مغتنم شمرده و آخرین تمرینهای جنگی خود را برای وارد اوردن ضربه نهایی خود به تاسیسات زیربنایی وطن ما انجام میدهد. اروپایی ها به التماس افتاده اند تا از اسرائیل زمان بخرند و رهبران نظامی اسرائیل را دعوت به خویشتنداری و تأمل کنند، در همانحال هم به رهبران ایران هشدار میدهند که اگر با تغییر و تحول در سیاست خارجی ایران و برکنار کردن احمدی نژا د به نفع رقبایش موافقت نکنند زیر فشار تحریمهای بیشتر قرار خواهند گرفت

طلاب شریف حوزه های علمیه سراسر ایران
امروز هیچ احمقی ، "محمود ا.ن" را مسئول رخدادهای جاری نمیداند. برعکس "خبرگان" و "مصلحت اندیشان" تصمیم گرفته اند راه های قانونی را برای کنار گذاشتن علی خامنه ای و باند مافیایی او فراهم سازند
قضیه آن قدر جدی است که گوسالهء شیطان پرستی مانند احمدخاتمی -خطیب جنایتکار سیرک جمعه ها- به آن اقرار و اعتراف کرده است. به گزارش فارس – سایت تبلیغاتی- ضدامنیتیی وابسته به "هادیان سیاسی سپاه" در این رابطه ناشیانه نوشته است : "سیداحمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران دوشنبه شب در دیدار با طلاب و روحانیان استان کرمانشاه ، شایعاتی را که درباره برخی اعضای این مجلس پس از اعلام نتایج انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری منتشر شد، تکذیب کرد.و گفت: «از اساس کذب است که برخی طومار جمع می‌کنند و دنبال شورای رهبری و این حرف‌ها هستند. به ملت بزرگ ایران اطمینان می‌دهم "مجلس خبرگان رهبری"، پاسدار ولایت فقیه" است و رسالت خود را در حمایت از "ولایت فقیه" - یعنی "علی خامنه ای نگونبخت" - می‌داند". این اقرار و اعتراف به فعالیتهای پشت پرده و مصلحت اندیشهای و رایزنیهای اعضای دلسوز خبرگا ن با مراجع بزرگ تقلید قم، دایر بر صدور یک فتوای اجماعی به ضرورت بررسی راههای خلع قانونی علی خامنه ای و جایگزین کردن
او با شورای رهبری است
طلاب شریف حوزه های سراسر ایران
علی خامنه ای پدر مجتبی؛ و مجتبی پسر علی خامنه ای است. بدانید و آگاه باشید و اگر میدانید از یاد نبرید که " این پدر و پسر، فاسد و مفسدند و محارب با خدا ، بادین خدا ، با رسول خدا ، و با امت رسول خدا هستند". این " پدر و پسر رفتنی هستند". " این پدر و پسر ، ننگ ایران و ایرانی اند" . " این پدر و پسر را مهلت ندهید که اگر فرصت یابند ، همانطور که از قلم ایادی مزدور خود وعده کرده اند، "چشمها را از حدقه ها بیرون خواهند کشید". این پدر و پسر را مهلت ندهید

طلاب شریف حوزه های علمیه ایران
ما و شما در صف اول خدمت به قرآن و اسلام ایستاده ایم، و به لباسی که برتن داریم متعهدیم. ما و شما در صف اول مصاف با شیاطین و طواغیت و فراعنه قرار داریم. به عهدی که با صاحب قرآن بسته ایم وفا کنیم. پیمانی را که با صاحب الزمان بسته ایم پای داریم

یا معشر الاخوان
ثبتّوا اقدامکم و لو زُلزلت الجبال و اللهُ معکم و نصر مِنَ الله و فتح قریب

طلاب حوزه علمیه قم- پیروان اسلام ناب محمدی

08 July 2009

مردانه بپا خیزید و این سگان شیطان پرست را به دَرَک حواله دارید




طلاب شریف حوزه های سراسر ایران


مردانه بپا خیزید و این سگان شیطان پرست را به دَرَک حواله دارید


این مقتدایی سگ – مدیر حوزه علمیه قم و نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم – از امام زمان عجل الله تعالی فرجه هزینه کرده تا اعتباری به حرفهای مفت و بی اعتبار خود بدهد. او میگوید " انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران مورد تایید امام زمان و پروردگار است و هیچ مشکلی در آن راه ندارد.در حال حاضر، اگر کسی اطلاعیه صادر کند به صلاح نیست.اعتقاد به ولایت فقیه یعنی اعتقاد به کسی که حرف او حرف امام زمان است و بر اساس مصالح اسلام، کشور و جامعه حرف می‌زند، لذا وقتی ولی‌فقیه می‌گوید تقلبی صورت نگرفته، باید فصل‌الخطاب باشد.اعتقاد به ولی فقیه یعنی اعتقاد به کسی که حرف او، حرف امام زمان است" !؛


مفهوم این ادعای خطرناک و سست و پوچ آن است که " علی خامنه ای"، خودِ "امام زمان" است. مقتدایی شیطان پرست که با نجاست خود، صحن حوزه را آلوده کرده، مدعی است که "علی خامنه ای" امام زمان است. مقتدایی - بدون چون و چرا - میگوید که چون حرف "علی خامنه ای"، حرفِ امام زمان است، پس خود او هم، "خود امام زمان" است.دو روز قبل هم محمود ا.ن – احمدی نژاد ملعون- گفته بود "فکر نکنید امام زمان، دارد در یک گوشه ای برای خودش زندگی میکند. اینطور نیست. امام زمان مدیریت امور جهان را در دست دارد"!؛


مسلمانان عالم!؛
شیعیان از جان گذشته و غیور!؛
طلاب حوزه های سراسر ایران، پیرو اسلام ناب محمدی!؛
این بازی با اعتقادات شما است.این شیطان پرستان، دارند با اعتقادات شما بازی میکنند! آیا میشود در مقابل این سگ پست فطرت ساکت نشست؟! این حرفهای مفت را قبلاً از دهان احمدخاتمی شیطان پرست، درآن نماز جمعه مفتضح شنیدید، و سکوت کردید. حالا نتیجه اش آن شده که به صورت یک جریان برنامه ریزی شده، این بازی را تکرار میکنند! معنی این ادعا آن است که دوران انتظار به سر رسیده، و خود امام زمان عج الله در قالب علی خامنه ای ظهئور فرموده، و حرفهای علی خامنه ای ، فرمایش امام زمان است! یعنی هرچقدر حرفهای علی خامنه ای سست و مهمل باشد، کاری نمیتوان کرد. چئت او، خود امام زمان است – نعوذ بالله! خدا پدر حجت الاسلام هادی غفاری را بیامرزد که دوهفته قبل خطاب به علی خامنه ای گفت "آقای خامنه ای! شما آبروی اسلام و روحانیت و نظام را ریختید". حالا نتیجه سکوت شما مسلانان راستین و پیروان حقیقی رسول الله صلی الله کار را به جایی رسانده که این شیطان پرستهای بیدین و بیوطن، همین "علی خامنه ای" را تبدیل به "امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف" کرده اند. این حرفها یاوه است، اینها از چاه خالی جمکران، این "امام سیزدهم" را بیرون آورده اند و میخواهند بجای حضرت مهدی موعود، منجی عالم بشریت، حضرت صاحب الزمان به ما و شما قالب کنند
مسلمانان، ایرانیان
تن به این خفت و خواری ندهید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید
چه نشسته اید؟؛
مسلمانان! غیرتتان کجا رفته است. چرا دهان این یاوه گویان را با کثافت نمی آکنید؟ اینها حُکمشان در اسلام روشن است. اینها از مرز شرک و کفر هم عبور کرده اند. اینها بت پرست نیستند، شیطان پرستند. اینها بنیاد دین و اعتقادات شما را نشانه کرده اند

فإن عاقبتم، فعاقبوا بمثل ما عوقبتم


قم- طلاب حوزه علمیه قم پیروان اسلام ناب محمدی

05 July 2009

پیامی روشن برای سرکرده سرکوبگران

کار شما به آنجا نخواهد رسید
.


ما در دهاتمان در اصفهان یک سگ داشتیم بنام سبو، به او سبو می گفتیم برای اینکه وقتی تشنه می شد کوزه را می انداخت و آن را می شکست تا آب بخورد. ملای ده ما می گفت که این سگ نجس است! و پدرم هر وقت او را می دید ـ ملا را می گویم ـ از او می پرسید که آیا سگ هنوز هم نجس است یا نه! آری حالا آن ملای ده پیر شده و آن سگ هم از پیری مرده است
اما برای چه اینرا می نویسم
آنروزها که این سگ جوان و شاداب بود بی سر و صدا می دوید و سینه بر کپل گرگ می زد که گرگ ربش را یاد می کرد. وقتی پیر شده بود اما زوزه می کشید و عو عو می کرد
یک شب ظلمانی از پدرم پرسیدم بابا چرا این سگ اینقدر پر حرف شده؟! او گفت چون حالا دیگر می ترسد، آفتابش لب بام است درست چند ماه قبل از مرگ غمناکش، سبو یک بره و یک میش را در مزرعه ی خودمان دریده بود! و من از پدرم پرسیدم برای چه سبو اینکار را کرده، پدرم گفت از سر ضعف دیوانه شده
اما کمتر از یک هفته بعد یک روز وقتی از باغهای ده به حیاط بزرگ خانه ی در ده وارد شدیم شاخها و سر و صورت قوچ مان پر از خون بود، خونی سیاه, همه ترسیدیم که چه شده است. بیچاره سبو! آری سبو مرده بود! پیکر بیجان سبو با شکم پاره شده آنجا بود پدرم گفت سبو، سگ ما, از چراغ قرمز رد شده و قوچ دخلش را آورده است
حالا حکایت این سردار جعفر ... است، از ترسش از تاریکی و ظلماتی که احاطه اش کرده, زوزه می کشد
او خودش بخوبی می داند که سپاه پاسداران و بسیج در کمین اوهستند
سپاه پاسداران تا حالا صبر کرده است ولی اگر تو و دوستان فرماندهت و خصوصا رهبرت مرد این بن بست هستید پا در آن گذارید
پا گذاشتن در آن و مرگتان حتمی ست
من به عنوان یک مطلع به تو ... و به رهبر بیخردت می گویم که خودتان بهتر از هر کسی از درون سپاه و بسیج خبر دارید. آنها سر بزنگاه چنانتان به گرز گران بکوبند که جدتان را بیاد آورید. شما فراموش کرده اید همافران را! شما انگار فراموش کرده اید سالن غذا خوری افسران شاه را، شما انگاری فراموش کرده اید که شرف شاه و اطرافیانش صد چندان شما بود، ولی با اینهمه سربازان و درجه داران و افسران مردم را انتخاب کردند. و شما فراموش کرده اید که سر سفره مردم نشسته اید
امروز خامنه ای و رفسنجانی و تمامیت روحانیت و فرماندهان مفت خور و رانت خوار و تمامی عمله ی آنها چنان به وحشت آمده اند که اگر چه آغازش مشخص است اما پایانش با پایان شما ...همراه خواهد بود
کسی در جایی نوشته بود که غریتتان کجا رفته که با ما آن می کنید که نتوانستید با سربازان صدام بکنید! با اینهمه اینهمه نعره های خشن رهبری و نماینده ی سالوسش سید احمد خاتمی در نماز جمعه ی بعدی و همه و همه حکایت از ترس سیاه شما دارد
بترسید که سزاوار ترسید
و اما یک نکته هم به آنها که هنوز در خونخواری و آدمکشی و سبعیت این برادران فرمانده و به اصطلاح « سردار» و فرمانده ی کل قوای خود خامنه ای رسوا شک دارند، هممیهنان سپاهی و بسیجی و ارتشی و نظامی و انتظامی لطفا نوشته ها و گفته های این نامردان را با دقت گوش کنید و بخوانید و هوشیار باشید و از آنها فاصله بگیرید
اینان آن بیماری طاعونی را دارند که مداوای آن هرگز است
هوشیار باشید! پیروزی از آن بازماندگان شهدای ما ست ما همگی بازمانده ی آنهاییم
سلام بر شهدا و سلام بر "ندای آزادی ایران" که بدست اهریمنی فرماندهان سپاه و بسیج و تحت نظارت مستقیم رهبر بیخرد و نا فرزانه ی انقلاب جان باختند

03 July 2009

تصفیه خانه های ولایت را بکار بیندازید و آخوندکهای جیره خوار این حکومت طاغوتی را خلع لباس کنید


طلاب شریف حوزه های سراسر ایران
.
پیروان اسلام ناب محمدی

.
فتاوی بزرگان دین خودتان ، آقایان صانعی و طاهری و منتظری را چراغ راه خود کنید، و آخوندکهای سیاهدل جنایت پیشه را از حوزه های علمیه بیرون بریزید

.
پاسخ مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
به اعلامیه آیت الله طاهری اصفهانی


حضرت مستطاب آیت الله جناب آقای حاج سید جلال الدین طاهری اصفهانی دامت برکاته
سلام علیکم بماصبرتم
درود خداوند بر آن سلاله پاکان و یگانه دوران، فقیه خبیر و زمان شناس که از طنیین صدایش فریاد عدالتخواهی شیعه علوی بگوش می رسد. اعلامیه روشنگرانه آن جناب در باره انتخابات دهم ریاست جمهوری تجدید موللعی بود بر قصیده غرای سوابق روشن آن بزرگوار و خط تابناکی برتارک حمایت عالمان بزرگوار شیعه از مظلومان و همراهی روحانیت اصیل . عزت و سربلندی آن جناب را از خداوند کریم مسئلت داریم

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

;

اعلام موضع آیت الله العظمی طاهری خرم آبادی
.

تصدی مجدد رئيس دولت "نامشروع و غاصبانه" است
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعينسلام خدا و رسول برگزيده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخير راه آزادی و حريت که خون پاک خود را برای دفاع از حقيقت و امانت و صيانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکريم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمينی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اينجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ايران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزيز تسليت عرض می نمايم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جميل و اجر جزيل برای آنان و آزادی دستگيرشدگان و شفای مجروحين حوادث اخير مسئلت می نمايم.انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد از چند جهت حادثه تاريخی و حائز اهميت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت يکپارچه و بانشاط و اميدوار به تغيير سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و اين بهترين هديه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسياری خطرات بيرونی و درونی مصون داشته و در مسير اميد و رشد و شکوفايی و عدالت حقيقی به تعالی برساند اما هيهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبيری و اقدامات غيرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گرديد طرح مسائلی از قبيل تهمت پراکنی به ياران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زيرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات اين نظام محسوب می گردد به نفع اين دولت و سواستفاده وسيع از امکانات ملی چون راديوتلويزيون و مطبوعات دولتی و توزيع وسيع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهايتاً پس از اخذ آرا، تقليب بسياری از برگهای رای به نفع خودشان و تائيد عجولانه، اين فرصت طلايی و بسيار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانيان و مردم آنچه ماند، آبروی ريخته نظام و خون های بناحق ريخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخريب شده و در يک کلام، مشروعيت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزيز ايران بود.
هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسيع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمايند در حاليکه بايد حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هايی سنگين از قبيل اصل بيطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضايی و اجرايی در برگزاری انتخابات و ديگر امور مهمه نظام مواجه است که يا به انفعال ملّت از مشارکت در تعيين سرنوشت خود و يا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجاميد و دايره اين ياس و ترديد ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجيه ظلم و بی عدالتی گرديده بينجامد.من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشينی در اين ايام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم ميگويم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با ديده گريان و قلبی اندوه بار به عينه می بينم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسيس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقايد حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از اين انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانيم، اگر اين تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفويض نمودند، وظيفه آنها است بحکم امانتداری در رعايت حقوق آنان کوشا بوده و در صيانت آن امين باشند. "لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده، فان ذلک شیء اعتاده؛ فلو ترکه استوحش لذلک و لکن انظروا الی صدق حديثه و اداء الامانته" که در اين روايت ملاک تقوی و صلاحيت، راست گويی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دين داری کما اينکه در آيه شريفه "ولايجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعريف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نيست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانين از سلطه زورمندان است.اينروزها مشاهده ميشود که با تقطيع بعضی از فرمايشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخيص می دهند، سعی دارند پشت اين چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجيه نمايند. من برای تنوير افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم اين روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دين و مقدسات و تطهير خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبين کردن جوانان به دين و امام اتفاق می افتد. آيا امام معتقد بود کسانی که بايد در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمايت علنی از کانديدای خاصی بشوند؟ آيا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقيب جناب آقای ميرحسين موسوی علناً حمايت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکايت شکاة باشد؟ چرا نامه توبيخیّه امام و هشدارهای ايشان به بعضی از تخلفات آقايان را منتشر و نقل نمی کنيد؟ آيا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بيت المال مسلمين برای يک کانديدا بدون هيچ محدوديتی استفاده شود؟ آيا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رييس دولت و منسوبينش را به يارانش تحمّل می کرد؟ آيا امام اچازه می داد حيثيت و آبروی افراد اين گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازيگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گيرد؟ و آيا دين چنين اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمايت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دين، قانون و امام عزيز می شوند که بتوانيد منفعتی از آن ببريد؟ آيا اين مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نيست؟ آيا اين از مصاديق عدالت است که سیّد شريف و مظلومی چون ميرحيسن موسوی که در سخت ترين دوران های اين کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبيت انقلاب با موفقيت تمام طی نمود و تا آخرين لحظات عمر امام، عزيز و محبوب اين رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کيفر باشد و بايد حقوقش پايمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پايان می گيرد؟ بدرستی که دشمن شماره يک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بين جنبک).اينجانب احتمال می دادم که شايد توجّه به مصالح درازمدّت و تاريخی انقلاب و نظام و ايجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقايان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسيعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با ديد معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتايج از قبل اعلام شده را تثبيت نمايند و شرايط نظامی و امنیّتی برای دستگيری و سرکوب معترضان و زنده کردن کينه های قديمی و انتقام از ياران وفادار امام و جوانان و دانشگاهيان را تشديد کنند. بنده به عنوان يک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، اين انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئيس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.از عموم مردم و جوانان عزيز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشديد ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمايت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سيعلم الّذين ظلموا ایّ منقلب ينقلبون"
والسّلام عليکم و رحمة اللّه و برکاته

خادم شما مردم شريف ايران اسلامی

سيد جلال الدّين طاهری۱۳۸۸/۷/۴

اعظکم بواحدَة: أن تقوموا للهّ مثنی و فرادی

طلاب شریف حوزه علمیه قم
.


طلاب سراسر حوزه های علمیه ایران- پیروان اسلام ناب محمدی

.


امروز دروغ و تقلب از طرف حکومت مرکزی ترویج و تبلیغ میشود. ممکن است بگویند "میشود که بشود" اما ما میگوییم نباید بشود، بخصوص زیر نام اسلام
این نظام، نظام شیطان پرستان است. نظام طاغوت است. نظام شیعیان نیست، نظام شیاطین است
کافرانی که علیه رسولخدا میجنگیدند، براین شطان پرستان شرف داشتند. شریفتر بودند، چون زیر بیرق بتهایشان برعلیه الله و رسول الله ص میجنگیدند. این بیشرافتهای شیطان پرست ، به اسم خدا و به اسم دین خدا، بساط شیطان پرستی خودشان را باز کرده اند
بسیجی ها، لباس شخصیها، انصار حزب شیطان، سرکوبگران با یونیفورم و بی یونیفورم مردم را میکشند، و صدا و سیما میگوید " اینها بسیجی نیستند، اگرچه لباس بسیجی پوشیده اند! پلیس نیستند ، اگرچه لباس پلیس دارند". اینها به بیمارستانها میروند و زخمیها را باخود میبرند و زیر شکنجه اعتراف میگیرند و بعد آنها را غریبانه میکشند. بیمارستانها تا بحال خبر از بیش از دویست و سی نفر کشته از مردم کوچه و بازار میدهند
طلاب شریف حوزه های علمیه ایران
پیروان اسلام ناب محمدی
به حکم قرآن، و به حکم عقل و به فتوای مراجع عظام قیام در مقابل ظالمان واجب است. برخیزید و به شیطان پرستان حاکم بگویید
یَابنَ الظُلمَاء،یاد نما، اصل و نسب را، پستی ّ حَسَب را
فتوای صریح حضرت آیت الله العظمی یوسف صانعی حفّظه الله در این باره چراغ راه ما و شماست
برخیزید و در راه حق قیام کنید که خداوند به شهیدان راه حق وعده بهشت داده است
قدم اول تطهیر و تنزیه حوزه های علمیه از آخوندک های شیطان پرستی است که پیرو مکتب "ایلومیناتی" و عشای شیطانی اند، و با خون قربانیان بیگناه و بیدفاع، بخصوص زنان و دختران معصوم ، غسل میکنند و وضو میکنند تا به عبادت و ستایش شیطان بپردازند
اللهّ یستهزیء بهم و یمّدُهم فی طغیانهم یعمهون،

قم، شهر قیام است
قم، شهر خون و شهادت است

گویا طلوع میکند از مغرب، آفتاب – کآشوب در تمامی ذرات عالم است

دلاوران قم
طلاب شریف پیرو اسلام ناب محمدی
برخیزید و حکم خداوند را در باره این آخوندکهای شیطان پرست


به اجرا درآورید


طلاب حوزه علمیه قم


پیروان اسلام ناب محمدی
.

بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي
مدظله العالي
در ارتباط با مسائل جاري کشور

.
بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلاميدر روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
يوسف صانعي12/4/138810رجب المرجب1430

30 June 2009

قیام سال پنجاه و هفت از قم آغاز شد، قیام سال هشتادوهشت نیز باید از قم زبانه بزند

قرآن به سر بگیریم و اعتصاب در حوزه ها را شروع کنیم
.

حضرت آيت الله العظمی سيد جلال الدين طاهري، فقیه والاقدر و از انقلابیون بزرگ دوران معاصر است که توسط آیت الله خمینی به امامت جمعه اصفهان منصوب شده بود و سالها پس از آن- برای بیان اعتراض خود نسبت به مشی متفاوت رهبری آقای سیدعلی خامنه ای- از امامت جماعت اصفهان استعفا داد. ایشان با انتشار نامه بسیار مهمی، به دنبال انتشار نظر شورای نگهبان درباره صحت انتخابات احمدی نژاد با صدور فتوای بلند بالا و بیانیه رسواکننده ای احمدی نژاد را غاصب و دولتش را نامشروع – یعنی مخالف شرع، یعنی ضد اسلامی- شمرد

طلاب شریف حوزه علمیه قم، طلاب شریف حوزه های سراسر ایران
ما و شما ایرانی و مسلمان هستیم
حق داریم نگران سرنوشت وطن و دین خود باشیم. حق داریم نگران قرآن مجید و تعالیم تابناک رسولخدا صلی الله و ائمه هدا و معصومان عالیقدر علیهم السلام باشیم. وقتی شخصی با وزن فقهی آیت الله طاهری خرم آبادی با آن سوابق درخشان و خدمات گرانبها به اسلام و به انقلاب اسلامی که اکثر روزگار جوانی را در حبس و تبعید گذرانده، لب به اعتراض میگشاید و با استناد به آیه شریفه "اعدلوا! هو اقرب للتقوی" گردانندگان کنونی نظام را غیرعادل میخواند و دولت تحمیلی احمدی نژاد را نامشروع و غاصب میداند، تکلیف ما طالبان علوم دینیه چیست؟؛

آیا شما میتوانید چشم خود را بر عدم مشروعیت این وضعیت ببندید؟؛

آیت الله طاهری تصدی مجدد احمدی نژاد را نامشروع میداند. نامشروع یعنی چه؟ یعنی غیراسلامی! یعنی نامنطبق با میزان شرع مقدس! پس وقتی عدم انطباق دولت احمدی نژاد با شریعت مقدس ثابت باشد، تفاوتش با نظام معدومه پهلوی و شاه سابق چیست؟!! هردو غیر عادلند، هردو نامشروعند، هردو غاصبند! آن نظام، طاغوتی بود! این نظام هم طاغوتی است. پس تکلیف ما و شما به حکم فتوای حضرت امام ره روشن است. ایشان در دروس حکومت اسلامی و ولایت فقیه خود در شهر نجف اشرف فرمودند نباید قبول ربقهء ولایت طاغوت کرد. ایشان به قرآن ارجاع فرمودند آنجا که "ولایت طاغوت" را در نقطه مخالف "ولایت الله" قرار میدهد. فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله

بحکم نظریه ولایت فقیه آیت الله خمینی بنیانگذار نظام اسلامی، و به حکم نظر آیت الله موسوی تبریزی – ازشاگردان مکتب امام خمینی ره - و بحکم فتوای آیت الله طاهری خرم آبادی- از یاران کهنسال حضرت امام ره- ، اطاعت از این نظام با وضعیت کنونی حرام است
پس ای طلاب شریف حوزه های علمیه ایران
به حکم فتوای حضرت امام راحل ره تن به ولایت طاغوت ندهید

چه باید کرد

طلاب شریف حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی در سراسر ایران

تن به ولایت طاغوت دادن شرک به خدای متعال است
سر بیرون آوردن از چنبر ولایت طاغوت فرض واجب و فریضه دینی و واجب عینی بر یکایک ما و شما است. مردانه کمر همت بر بندید
مسلمانان عالم چشم در همت شما دوخته اند
از خاطر نبرید که کانون قیام پانزده خرداد سال چهل و دو شهر مقدس قم و فیضیه بود. فراموش نکنید که آتشفشان خشم توده های مسلمان نخستین بار در سال پنجاه و هفت در قم منفجر شد و به همه شهرهای ایران گسترش یافت تا سرانجام در بهمن ماه پنجاه و هفت به قیام مسلحانه توده ای کشید و در فروردین پنجاه و هشت پرچم نظام اسلامی را به اهتزاز درآورد

تن به ولایت طاغوت ندهید. طاغوت سی سال پیش از تخت سلطنت به خاک غلطانده شد، و حالا با کسوت آخوندی به اریکه قدرت بازگشته. او را از تخت ولایت طاغوتی ، به دَرَک أسفل بفرستید
.
پیروان اسلام ناب محمدی

برشماست تا در حوزه های سراسر کشور دروس خارج و داخل را تعطیل کنید
.
برشماست که قرآن بر سر گیرید و به خیابانها بشتابید، و با فریاد "وا اسلاما" مهره های پشت شیطان پرستان حاکم را بلرزانید
.
برشماست تا مردانه با بانگهای رسای خود طنین "الله اکبر" را از سطح خیابانها تا بام فلک برسانید تا مالکِ مُلک و مَلک به فریادرسی و کارسازی امر شما خیل ملائکه مسّومین را گسیل دارد، و این دیوان و اهریمن پرستان را به طعنهء "شهاباً رصداً" مرجوم و معدوم سازد
این شیاطین، چراغها را میکُشند. این شیطان پرستان انگشت برستاره میگذارند تا آن را خاموش سازند. شما مجاهدان مکتب حسین بن علی علیه السلام هستید. دست از ایمان خود برندارید و به خاطر جیفهء دنیا تسلیم مشرکان و طاغوتیان نشوید

قال الله تعالی اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادا
طلاب حوزه علمیه
پیروان اسلام ناب محمدی

واکنش عجز آلود سایت رجا نیوز به افشاگریهای حجت الاسلام و المسلمین هادی غفاری

هضم نشدن حمله هادی غفاری به مقام رهبری
.

رجا نیوز، سایت ورشکسته و بدون خواننده به سردبیری آخوندک بدنام قاسم روانبخش که کورکورانه مبلغ احمدی نژاد است و با اجرای سیاستهای ضدارزشی و ضد اسلامی شایعه پراکنی، اتهام زنی، دروغگویی، اساس کارخود را بر تبلیغ شیطان پرستی گذاشته این روزها به سروصدا افتاده و مانند سگهای هار زنجیری پارس میکند. این سایت شیطان پرستی ، مرثیه ای هم به مناسبت حمله های مستقیم حجت الاسلام و المسلمین هادی غفاری برعلیه مقام رهبری بافته که در زیر به نظر خوانندگان میرسد

هادی غفاری که متاسفانه ملبس به لباس مقدس روحانی است، با اظهاراتی سخیف نظام و رهبر معظم انقلاب را در مظان اتهام قرار داده و سوژه بیگانگان فرصت طلب برای بهره برداری های مغرضانه شده است
هادی غفاری، رئیس موسسه الهادی که از حامیان کورکورانه و سرسخت مهدی کروبی است، در مراسمی که خود شیخ مهدی کروبی نیز حضور داشته است اقدام به هتاکی علیه رهبر انقلاب کرده است
وی در اظهارات مضحک مدعی شده است که پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات باعث تخریب جایگاه روحانیت و رهبری شده است
غفاری در این مراسم خطاب به کروبی میگوید: جناب آقای کروبی، من مسئول حرفهای خودم، خودم هستم. از همین جا هم حاضر هستم هر سلولی بروم. من بدنم با سلول آشناست
جالب آنکه در این مراسم کذایی کروبی و اطرافیان نه تنها هیچ اعتراضی به غفاری نکرده اند بلکه با سکوت مهر تاییدی بر اظهارات سخیف وی زده اند
گفتنی است این اظهارات موهن به طرز وسیعی از طریق اطرافیان غفاری و کروبی در کشور منتشر شده و ضرباتی جبران ناپذیر بر پیکره نظام اسلامی وارد کرده است
حال نکته اینجاست که در صورت پیروزی کروبی و موسوی در انتخابات, راه برای جولان امثال هادی غفاری، رضا خاتمی، تاج زاده، رمضان زاده و ... باز شده و نظام اسلامی ایران به ناکجا آباد می رسید
شایان ذکر است، سابقه کینه هادی غفاری از احمدی نژاد به بیست سال پیش بازمیگردد که در آن زمان دکتر احمدی نژاد که دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود انتقادات ثقیلی را به غفاری و اطرافیان او وارد کرده و حتی غفاری زمانی که برای سخنرانی به دانشگاه علم صنعت حضور داشته از پاسخگویی به ایشان طفره رفته و پاسخ انتقادات رئیس جمهور فعلی را نمی دهد

28 June 2009

آخرین نقطه افشاگری مستدلّ بر علیه شبکه شیطان پرستان حاکم


اینها یک باند شیطان پرستند

.


افشاگری نهایی به قلم عبدالله شهبازی




برادر ارجمندم جناب آقای دکتر غلامعلی حداد عادل

در مراحل پایانی نگارش مقاله برای دانشنامه «جهان اسلام» بودم به درخواست شما. می‌خواستم تماس بگیرم و از تأخیر در تحویل مقاله پوزش بخواهم که وقایع اخیر رخ داد. دیشب شما را در گفتگوی شبکه دو دیدم و به سخنان‌تان با دقت گوش فرادادم. از آن زمان تا اکنون در ذهنم پرسش‌های بسیاری مطرح می‌شود که آرامم نمی‌گذارد. سرانجام، نتوانستم تحمل کنم و این نامه را نگاشتم.در سخنان جنابعالی چهار نکته توجه مرا جلب کرد:۱- تحولات جاری را به «انگلیسی‌ها» نسبت می‌دهید به‌ویژه به دلیل فعال‌بودن و تأثیرات شبکه فارسی بی. بی. سی. در این روزها؛۲ - به کانال‌های اطلاعاتی خود، که بنیان داوری شما را می‌سازد، اطمینان مطلق دارید؛۲- پیش از طی مراحل قانونی و تأیید شورای نگهبان صحت انتخابات را به سود آقای احمدی‌نژاد تأیید می‌کنید؛۴ - به آقای احمدی‌نژاد چنان علاقه دارید که نمی‌توانید پنهان کنید زیرا تصوّر می‌کنید ایشان گزینه مطلوب شماست


برادرم، آقای حداد

تخصصم مورد قبول شما بوده و می‌دانید که «انگلیسی‌ها» را خیلی خوب می‌شناسم. گمان می‌کنم مستندترین و جامع‌ترین پژوهش‌ها را در زمینه دو کودتای سه اسفند نودونه و بیست و هشت مرداد سی و دو من انجام داده‎ام. دو دهه است در این حوزه کار کرده و خوب کار کرده‌ام؛ بیش از دیگران. یقین دارم در این شک ندارید. و یقین دارم در حسن‌نیت و ارادتم تردید ندارید. «جوگیر» نیز نشده‌ام. پیش از انتخابات به سود مهندس موسوی اعلام موضع کردم زمانی که ورود ایشان به صحنه به‌طور جدّی مورد تردید بود و حتی خود ایشان به تصمیم قطعی نرسیده بود. در طول این روزهای پرحادثه با دقت و دلسوزی تحولات را رصد کرده‌ و می‌کنم و برای نوشته‌های بعدی خویش «فاکت» فراهم می‌آورم. حوادث این روزها ابهام‌ها و رازهایی را برایم آشکار کرد که بسیار ارزشمند است. در این باره در زمان خود خواهم نوشت

برادرم، آقای حداد

تحولات و حرکت‌های بزرگ سیاسی و اجتماعی را همیشه نمی‌توان به کانون‌های سلطه‌گر نسبت داد. عوامل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بسیاری می‌تواند محرک امواج اجتماعی باشد؛ ولی این کانون‌ها می‌کوشند بر بستر امواج سوار شوند و اهداف خود را پیش برند و به تعبیری آن را «دستکاری کنند. سال‌ها پیش، در واکنش به کسانی که مفهوم «توهّم توطئه» را در فرهنگ سیاسی ایران رواج می‌دادند، مقاله کوتاهی نوشتم با عنوان «توطئه به‌مثابه یک دانش». در این مقاله کوشیدم تعریفی علمی از مفهوم «توطئه» عرضه کنم. نوشتم:«امروزه، در علوم اجتماعی، آینده‌شناسی به دانشی اطلاق می‌شود که به مطالعه حوادث گذشته و ‏فرآیندهای جاری به‌منظور پیش‌بینی تحولاتی آتی، با هدف سیاست‌گذاری و تأثیرگذاری بر آن، ‏می‌پردازد. تکوین و رشد دانش فوق بر این باور استوار بود که تکاپوهای انسانی و پدیده‌ها و ‏فرآیندهای اجتماعی دارای نتایج و پیامدهایی است به‌طور نسبی قابل شناخت و لذا، با اتکاء بر ‏تجربه‌ی تاریخی، از طریق شناسایی و تحلیل دقیق و صحیح وضع کنونی می‌توان پیامد فرآیندهای ‏امروزین را پیش‌بینی کرد.در آن پدیده‌ها ‏و فرایندهای اجتماعی که از بنیان‌های ریاضی استوار برخوردارند، مانند عرصه‌هایی که در ‏جمعیت‌شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرند، پیش‌بینی آینده معمولاً با دقت انجام می‌گیرد. لیکن در ‏دانش‌هایی که به‌طور عمده بر تحلیل عقلی مبتنی است از چنین دقتی نمی‌توان سخن گفت. ‏فرآیندهای سیاسی از این‌گونه‌اند. لذا، در چنین عرصه‌هایی، دانش آینده‌شناسی معمولاً به روشی ‏توسل می‌جوید که سناریونویسی ‎‏نامیده می‌شود. سناریونویسی را می‌توان ‏‏"توصیف یک وضعیت مفروض قابل تحقق در آینده" تعریف کرد. در این روش، در تلفیقی از دو نگاه ‏سینکرونیک، یعنی بررسی وضع موجود (تحلیل افقی یا این‌زمانی)، و دیاکرونیک، یعنی تبیین ‏پدیده‌ها و فرآیندهای تاریخی و پیامدهای تحقق یافته امروزین آن (تحلیل عمودی یا ‏ریشه‌شناسانه)، احتمالات معقول مورد بررسی قرار می‌گیرد و محتمل‌ترین امکان‌های قابل تحقق ‏در قالب سناریوهایی ترسیم می‌گردد. در سناریونویسی نه تنها محتمل‌ترین شقوق (آلترناتیوها) بلکه احتمالات مطلوب یا مرجح نیز ارائه ‏می‌شود یعنی آن سناریوهایی که مطلوب سیاست‌گذاران است و کم و بیش از طریق دستکاری ‏‏(‏‏) در فرآیندهای اجتماعی (برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری) می‌تواند تحقق یابد هر چند ‏در صورت تداوم وضعیت طبیعی امکان تحقق آن نباشد یا کمتر باشد. در این عرصه است که ‏آینده‌شناسی به‌عنوان شالوده مهندسی اجتماعی عمل می‌کند و کانون‌های منسجم ‏نخبگان فکری را، که در عرف جاری دنیای معاصر تانک اندیشه ‏‎ ‎نامیده می‌شوند و ‏سیاست‌گذاران کارفرما یا همبسته با ایشان را، به چنان ابزارهایی مجهز می‌کند که بتوانند کم و ‏بیش بر آینده جهان یا بر این و آن عرصه از پدیده‌ها و فرآیندهای اجتماعی (مثلاً بازارهای تسلیحاتی ‏و مواد مخدر و نفت و صنایع مصرفی و غیره) تأثیر گذارند.این تأثیر می‌تواند خیرخواهانه و سازنده ‏باشد یا سودجویانه و مخرب. بدینسان، دانش آینده‌شناسی می‌تواند هم در ساختن آینده‌ای بهتر و ‏انسانی‌تر مورد استفاده قرار گیرد و هم به‌عنوان بنیان نظری برنامه‌ریزی برای عملیات دسیسه‌گرانه ‏به‌منظور انهدام ساختارهای سیاسی و اجتماعی این و آن جامعه یا سوق دادن فرآیندهای موجود ‏به سمت مطلوب طراحان و سیاست‌گذاران عمل کند. به‌عبارت دیگر، مثلا، هم می‌تواند در جهت ‏ریشه‌کن کردن جنگ و اعتیاد به مواد مخدر و انهدام محیط زیست و سایر بلایای عظیم دنیای امروز ‏عمل کند و هم در راستای گسترش آن. ‏بنابراین، آنچه به‌عنوان "توطئه" شهرت یافته، و پارادوکس مطلق‌گرایانه و دو گزینه‌ای "توطئه" و ‏‏"توّهم توطئه" و مجادلات فراوان مربوطه را آفریده، می‌تواند به‌عنوان عرصه‌ای بسیار مهم از رشد ‏دانش و آگاهی انسانی و بمثابه تکاپوی عالمانه گروهی از انسان‌ها برای تحقق آرمان‌ها، اهداف و ‏منافع خویش، به زیان دیگران، شناخته ‌شود. این در حالی است که در بخش مهمی از جهان ‏پیرامونی هیچگونه تصوری از مفاهیمی چون آینده‌شناسی در مخیله دولتمردان و نخبگان سیاسی ‏وجود ندارد و از اینرو طبیعی است که "توطئه" در نازل‌ترین و بدوی‌ترین شکل‌ها و تعاریف آن فهم و ‏درک شود.» [۱]

برادرم آقای حداد

اجازه دهید حوادث روزهای پیش را اندکی مرور کنیم:شما خوب می‌دانید زمانی که مهندس موسوی ناگهان ورود خود را به عرصه انتخابات دهم اعلام کرد چه آشفتگی در میان کسانی پدید آمد که در پیرامون آقایان خاتمی و کروبی گرد آمده بودند. بسیاری از آنان هیچ تجانس و سنخیت فکری با مهندس نداشته و ندارند. شما خوب می‌دانید که مهندس اصول‌گرایی واقعی است و سخت پایبند به اصول و ارزش‌های امام راحل و انقلاب؛ بسیار بیش از نورسیدگانی که هوّیت و پیشینه‌شان در هاله‌ای از ابهام است و امروزه چنان سنگ «اصول» را به سینه می‌زنند که انسان حیرت می‌کند. متأسفانه، این «نورسیدگان» را اکنون معرکه‌گردان و «کانال‌های اطلاعاتی و تحلیل‌گران مورد وثوق» می‌بینم و بخش مهمی از آتش فتنه را از سوی ایشان می‌دانم. بگذریم.خوب می‌دانید که مهندس در مسائل توسعه داخلی و سیاست خارجی بسیار اصول‌گرا است؛ بدان معنا که اصیل و بومی و اسلامی و ایرانی می‌اندیشد و شاید تنها تمایزش با برخی اصول‌گرایان راستین اعتقادش به تضارب آراء و تکثر سیاسی و فرهنگی، و در یک کلام پلورالیسم، باشد. می‌توانید نگرش مهندس به مسائل توسعه و سیاست خارجی را مقایسه کنید با برخی مدعیان که معلوم نیست در مسائل داخلی چه استراتژی توسعه و چه راهکارهایی را قبول دارند و در سیاست خارجی به چه اصولی پایبندند.بهرروی، «بزرگان آن قوم» به مهندس اهانت‌ها کردند. منظورم همان کسان است که در دوره هشت ساله ریاست‌جمهوری آقای خاتمی در سیاست و مطبوعات و اقتصاد یکه‌تاز بودند و هیچگاه به مهندس نظر خوش نداشتند. مهندس آن زمان نیز، چون امروز، پایبند به اصول و به این دلیل مظلوم بود. زمانی که کار از کار گذشت و آقای خاتمی، به دلیل اعلام ورود غیرمنتظره مهندس، انصراف داد، به‌ناچار هجوم آوردند و مهندس را در محاصره گرفتند. من با نگرانی این تحول را رصد می‌کردم. می‌دیدم که چگونه سایت‌های حامی مهندس موسوی به سرعت ایجاد می‌شود و یا به دست اینان می‌افتد. با نگرانی می‌دیدم که چگونه، به سان بیلبوردهای تبلیغاتی، نام‌های خود را بر سایت‌های هوادار مهندس حک می‌کنند. نگران بودم که مهندس را به سود خود مصادره کنند و نگرانی‌ام را در مصاحبه با وبگاه «تدبیر» منعکس کردم. [۲] کار دیگری از دستم ساخته نبود. متأسفانه، شاهد بودم که در حلقه‌ی اصلی ستاد مهندس آن شَمّ سیاسی و اطلاعاتی قوی وجود ندارد که به ترکیب و آرایش سیاسی هواداران مهندس سامان دهد و تعادلی میان جناح‌های مختلف ایجاد کند. این حلقه باید تبلیغات را به گونه‌ای هدایت می‌کرد که مهندس به نماد یک محفل معین و شناخته شده بدل نشود.متاسفانه، آن‌چه نگرانش بودم رخ داد. می‌خواستند انتخابات را دوقطبی کنند که کردند. با حضور فعال خود در سایت‌ها و رسانه‌های حامی مهندس موسوی نگرانی را در شما، و امثال شما، دامن زدند. من نگران نبودم زیرا یقین داشتم مهندس زیرک‌تر از آن است که اجازه دهد «این آقایان» در دوران ریاست‌جمهوری او مانند دوران آقای خاتمی یکه‌تازی کنند. به مدیریت قوی و زیرکی مهندس یقین داشته و دارم. معهذا، «آقایان»، که هیچ تجانس فکری و سیاسی با مهندس نداشتند، نیرومند و منسجم بودند. من نگرانی خود را از «مصادره مهندس به سود یک کانون معین» ابراز کردم حتی در همان یادداشت اوّل که پس از ملاقات با مهندس منتشر نمودم. این یادداشت را مهندس پسندید و ظاهراً با ابراز تمایل ایشان در تمامی سایت‌های منتسب به وی درج شد؛ ولی به دلیل همین ابراز نگرانی از «مصادره»، در قالب «کامنت» (اظهارنظر خوانندگان)، توهین‌هایی نثارم کردند که سابقه نداشت. من نیز رنجیدم و اعتراض کردم. [۳] «آقایان» نمی‌خواستند هیچ «بیگانه‌ای» وارد حلقه‌ای شود که می‌خواست مهندس را محاصره و مصادره کند.این آن روی سکه است برادرم آقای حداد! این روی سکه را نیز ببینید:بیش از ده سال است، از زمان حادثه شوم «قتل‌های زنجیره‌ای» در آذر ۱۳۷۷ و فاجعه کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷8، با دقت تحولات را دنبال می‌کنم. در این ده ساله شاهد تکوین سناریویی هستم که دو قطبی کردن جامعه ایران و از این طریق فروپاشیدن نظام و حتی تجزیه کشور را هدف گرفته است. ده سال است با رنج نظاره‌گر چینش گام به‌گام مهره‌ها و محاصره‌ی اطلاعاتی در این روی سکه هستم. می‌بینم و هشدار می‌دهم. سال‌هاست درباره شبکه‌ی «یهودیان مخفی» و «بهائیان مخفی» می‌نویسم و می‌گویم. کسی توجه نمی‌کند. در پژوهش‌های خویش دریافتم که فرمان مشروطه را، فرمان دوّم را که در آن عبارت «مجلس شورای اسلامی» به «مجلس شورای ملّی» تغییر یافت، میرزا مهدی خان وزیرهمایون، پسر فرخ خان امین‌الدوله کاشی، از مظفرالدین‌شاه گرفت که «بهائی مخفی» بود. در تفحص تاریخی دریافتم که سید اسدالله خرقانی، همه‌کاره بیت آخوند خراسانی، مرجع بزرگ زمان و رهبر انقلاب مشروطه، تا زمان خلع محمدعلی شاه، «بهائی مخفی» بود و همو بود که شبکه‌های مخفی سِر اردشیر ریپورتر، گرداننده سازمان اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در ایران، را در نجف ایجاد و هدایت کرد. و این من بودم که برای اوّلین بار او را معرفی کردم و نوشتم در روزی که شیخ فضل‌الله نوری را به دار کشیدند پسر همین سید اسدالله خرقانی، به‌نام سید نورالدین، در حبل‌المتین تهران مقاله مفسده‌برانگیز «اذا فسد العالِم فسد العالَم» را نوشت تا آخوند خراسانی و خیل کثیر علما و طلاب از عتبات راهی ایران نشوند؛ و اینان بتوانند مشروطه را به سود خود مصادره کنند. [۴] در پژوهش خویش دریافتم که احسان‌الله خان دوستدار، لیدر «کودتای سرخ» علیه میرزا کوچک خان، و بسیاری از فتنه‌گرانی که نهضت جنگل را به شکست کشانیدند «بهائی مخفی» و مأموران سرویس اطلاعاتی بریتانیا بودند، [5] و نیز دریافتم که ابوالفتح‌زاده و منشی‌زاده و مشکات‌الممالک، سه گرداننده اصلی «کمیته مجازات» که عملکرد آن بسیار شبیه به شبکه عاملین «قتل‌های زنجیره‌ای» بود، و برخی از تروریست‌های عضو این کمیته و برخی دیگر از تروریست‌های نامدار آن عصر چون عبدالحسین خان معزالسلطان (سردار محیی) و زین‌العابدین خان مستعان الملک «بهائی مخفی» بودند. [۶] سردار محیی و مستعان‌الملک همانان‌اند که بازجویی از شیخ فضل‌الله نوری را به دست گرفتند. مستندات کامل را در مقاله‌ای که برای دانشنامه شما نگاشته‌ام خواهید دید.نوشتم و انکار کردند. نوشتم و به «توهّم توطئه» متهمم کردند و سرانجام با لطایف الحیل طردم نمودند. هیچگاه پرسیدید چرا عبدالله شهبازی به شیراز رفت و چرا در شیراز نیز راحتش نگذاشتند؟ به راستی، درباره من چه گزارش می‌دادند؟ مهم است بدانم چرا تمامی امکانات را از من گرفتند، روانه شیرازم کردند و در اینجا نیز مرا رها نکردند

آقای حداد

سال‌هاست درباره «دماوند» [۷] و «دماوندیانی» چون آقای حسین شریعتمداری و «صغاد» و «صغادیانی» چون آقای حسینیان [8] و همفکران‌شان می‌نویسم و کسی توجه نمی‌کند.ده سال است، با رنج، شاهد تکوین و انسجام حلقه‌ای بسته و متصلب در پیرامون جنابعالی و اصول‌گرایان راستین هستم که هر «بیگانه‌»ای را به انحاء مختلف طرد می‌کنند. ده سال است با دقت رصد می‌کنم و می‌بینم گام به گام «کانال‌های اطلاعاتی» امثال جنابعالی را محصور و منحصر به خود می‌کنند. امروز، اسفمندانه، می‌بینم موفق شده‌اند. نتیجه این است که شما از تحولات امروزین ایران آن‌چه را می‌بینید که «آنان» می‌خواهند. به شما از «انقلاب مخملی» می‌گویند و احتمالاً اسناد و مدارک و شنودهایی هم ارائه می‌دهند و شما نیز می‌پذیرید. شاید شنود مکالمات محرمانه تلفنی موسوی و اوباما و طراحی هر دو برای «انقلاب مخملی» را نیز تقدیم کرده‌اند! چه می‌دانم! «جعل اطلاعات» یعنی همین! «کانالیزه کردن اطلاعات» یعنی همین! «محاصره اطلاعاتی» یعنی همین
جناب آقای حداد، برادر بزرگوارم، این روش‌های مرسوم و معمول در «سناریونویسی» و «توطئه» است طبق همان تعریفی که در ابتدای نامه عرضه کردم. اگر به «توطئه انگلیسی‌ها» باور دارید، به سخن من نیز، به عنوان کارشناس این حوزه، باور کنید

برادرم آقای حداد

چنان شما را به محاصره گرفته‌اند که تنها آن‌چه را که آن‌ها می‌خواهند می‌بینید. گزارش شما از حادثه شوم میدان آزادی و کشته شدن عده‌ای را شنیدم. فرمودید عده‌ای مسلح می‌خواستند پادگان بسیج را تصرف کنند و غیره! حیرت می‌کنم از این گزارش! فقط در همین یک مورد، از کانال‌های مستقل، مستقل از کسانی که شما را در محاصره گرفته‌اند، تحقیق کنید. امیدوارم به نتایجی عجیب برسید درباره اطرافیان‌تان. نمی‌دانم این کسان چگونه و با چه معیارهایی چنین قدرتمند و تأثیرگذار شدند

برادرم آقای حداد

به دستگیری‌های اخیر توجه و در آن تعمق کنید. برخی «آقایان» را «دوستان‌شان» دستگیر می‌کنند و سپس همان بی. بی. سی.، که به عملکرد آن، به درستی، بسیار حساس هستید، اخبار این دستگیری‌ها را بزرگ می‌کند. به این ترتیب، «لیدر»های آینده را می‌سازند. چرا به این ترفندها توجه نمی‌کنید؟ بعید است از شما!آقای حداد!زمان انقلاب نیز، که مقایسه آن با اعتراضات مسالمت‌آمیز کنونی مردم در چارچوب قانون اساسی به نتایج انتخابات دهم قیاس مع‌الفارق است، به دلیل فقدان اطلاع‌رسانی یا اطلاع‌رسانی کاذب و یکسویه رسانه‌های داخلی، بی. بی. سی. شنوندگان کثیر یافت تا بدان حد که امام راحل نیز اخبار را از طریق آن دنبال می‌کرد. تأثیر بی. بی. سی. تا بدان‌جا رسید که محمدرضا پهلوی بی. بی. سی. و دولت بریتانیا را مسئول وقوع انقلاب می‌دید! تلقی فوق در کتاب «پاسخ به تاریخ» شاه مخلوع نیز بازتاب یافته. این‌ها توهّم است. چرا رسانه‌های دولتی، به‌ویژه صدا و سیما و خبرگزاری‌ها، اطلاع‌رسانی درست نمی‌کنند تا مردم تشنه دیدن بی. بی. سی. فارسی شوند؟ چرا روزنامه‌ها و حتی اینترنت و موبایل و سایت‌های خبری منتقد را چنان محدود می‌کنند که مردم به دامان بی. بی. سی. پناه برند و شایعات گمراه‌کننده و خطرناک بازار داغ یابد؟ درست است که با دست خود مردم را به دامان بی. بی. سی. فارسی برانیم و سپس گلایه کنیم

آقای حداد

می‌توانم هم‌اکنون چارت بکشم و از رابطه نزدیک، و حتی پیوند خویشاوندی و خونی، برخی کسان سخن بگویم که مایه حیرت شما شود. کسانی که در دو سوی به ظاهر متقابل نشستند و جامعه ایران را «دوقطبی» کردند. می‌توانم با اسم و رسم معرفی‌شان کنم و از پیوندها و روابط دیرین و حتی امروزشان سخن بگویم. چرا من می‌بینم و شما نمی‌بینید؟ شاید به این دلیل که «کانال‌های اطلاعاتی» من بسته نیست؛ شاید به این دلیل که من احدی از آحاد مردم و در متن جامعه‌ام و کسی از طریق بولتن‌ها و نظرسنجی‌های آنچنانی تغذیه و هدایتم نمی‌کند. من محققم و جنابعالی دولتمرد. من مشغله‌ام تنها و تنها در حوزه تخصصم است و فرصت کافی برای کاوش دقیق و پیگیری حوادث، با چشم و گوش خود، دارم.برادرم، آقای حداد!«شیاطین» همه جا هستند. در یک جا جمع نیستند. اگر قرار باشد بتوانند فرایندهای سیاسی را «دستکاری» و هدایت کنند، که خود نوعی «مهندسی اجتماعی» است، باید در همه مراکز قدرت حضور داشته باشند. چرا تصوّر می‌کنید در محاصره نیستید و تحولات جاری را از عینک دیگران نمی‌بینید؟آقای حداد!من در متن جامعه هستم. به روشنی و با یقین دیدم که اکثریت مردم به مهندس موسوی رأی دادند و به همین دلیل روز شنبه، ۲۳ خرداد، سراسر ایران در حیرت بود. بسیاری سرخورده و افسرده بودند. گویی شوک بزرگی بر جامعه ایران وارده شده. ۲۳ خرداد روز سکوت و بهت بود. چه کسانی کام ایرانیان را تلخ کردند؟ چه کسانی عظمت انتخابات تاریخی ۲۲ خرداد را شکستند و «حماسه ملّی» را به اعتراض ملّی بدل نمودند؟ شما شور و شعف مردم را در انتخابات از نزدیک ندیدید. آیا یازده میلیون نفر کسانی که میزان مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری را از حدود ۲۹ میلیون نفر در دوره نهم به حدود ۴۰ میلیون نفر در دوره دهم رسانیدند، به این دلیل وارد صحنه شدند که به احمدی‌نژاد رأی دهند؟برادرم، آقای حداد!من شهادت می‌دهم که «کودتای انتخاباتی» شد. اگر صداقت و سلامت مرا قبول دارید بپذیرید. تمامی کارنامه علمی و پژوهشی و سیاسی خود را در گرو این داوری می‌گذارم. این را از همان آغاز، از زمان سخنرانی تحریک‌آمیز حسین شریعتمداری در اصفهان (۷خرداد ۱۳88) دیدم که از «جنگ‌های صدر اسلام» سخن می‌گفت و میرحسین موسوی و کروبی را با طلحه و زبیر و حتی یزید مقایسه می‌کرد. مالک اشتر لابد خود او و حسینیان و اعوان و انصارشان هستند که این بار به دستور علی (ع) تمکین نمی‌کنند و تا آخر خط پیش می‌روند. می‌خواهند ستون خیمه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و مهندس میرحسین موسوی، دو یار بازمانده از سه یار امام راحل، را فرو ریزند. این بار، باید علی (ع) دنباله‌رو مالک اشتر شود. این را از زمان تهاجم پرخاشگرانه و زشت احمدی‌نژاد در مناظره با مهندس موسوی دیدم و در ۱۴ خرداد آن را «کودتای انتخاباتی» نامیدم. [۹] در 8 خرداد، محترمانه و بدون ذکر نام، خطاب به حسین شریعتمداری نوشتم:با نزدیک شدن به زمان انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری... گاه سخنانی شنیده می‌شود که به شدت ناهنجار است. متأسفانه، برخی کسان فضای انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری را با جنگ‌های حق و باطل در صدر اسلام اشتباه گرفته‌اند؛ در یکسو حق مطلق است و در سوی دیگر کفر مطلق. تشبیه رقبای انتخاباتی به طلحه و زبیر و بالاتر از آن به «یزید» از این‌گونه است... دو قطبی کردن جامعه و بالاتر از آن تلاش برای تبدیل «رقابت سیاسی» به «ستیز» دارای پیامدهای خطرناک است و قطعاً به مصلحت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. کسانی که در این راه کوشیده و می‌کوشند، در بهترین ارزیابی، ارزش‌های بنیادین انقلاب و سیره امام راحل و رهبری معظم انقلاب را به‌کلی از یاد برده‌اند.» [۱۰]این سناریو به دقت اجرا شد. گام به گام و طراحی شده. این همان سناریویی بود که پس از دو خرداد ۱۳۷۶ با «قتل‌های زنجیره‌ای» و حادثه کوی دانشگاه اجرا شد ولی به فرجام نرسید. معرکه‌گیران همینان بودند. این بار ده سال بر روی سناریوی فوق کار شد؛ نقاط ضعف و علل شکست آن در سال ۱۳۷8 را با دقت کاویدند و ترمیم کردند. اینک، همان سناریو با ضریب پیروزی بالا در شرف تحقق است

جناب آقای حداد عادل

من در حیرتم! جنابعالی پیش از پایان مراحل قانونی و صحه گذاردن شورای نگهبان بر صحت انتخابات بر آن صحه می‌گذارید؟ آیا به کنه این گفتار خود توجه دارید؟ آیا به غیرقانونی بودن این رویه خود توجه دارید؟ مگر می‌توان پیش از تأیید انتخابات از سوی شورای نگهبان بر آن صحه گذارد؟ شما، پیش از اتمام مراحل قانونی، از کجا می‌دانید این انتخابات درست برگزار شده و ابطال نخواهد شد

برادرم، آقای حداد

علاقه شما به آقای احمدی‌نژاد در سخنان‌تان مشهود بود؛ به‌ویژه زمانی که از «مردمی بودن» او و ۶۰ سفر استانی سخن می‌گفتید. باور کنید، احمدی‌نژاد گزینه مطلوبی نیست. احمدی‌نژاد امروزه در میان مردم ایران منفور است. احمدی‌نژاد نه تنها چهره‌ی رقابت‌های انتخاباتی و مناظره‌های تلویزیونی را با رفتارهای ناهنجار و بی‌اخلاق خود زشت کرد و جامعه را ملتهب نمود، بلکه در سخنرانی پس از پیروزی ظاهری‌اش در میدان ولی‌عصر (عج)، متفرعنانه و فارغ از تواضع، شدیدترین اهانت‌ها را به بخش کثیری از مردم ایران کرد و بارها خود را «ملّت» خواند و منتقدانش را «دشمن ملّت» حتی اگر آیت‌الله هاشمی و میرحسین موسوی باشند. احمدی‌نژاد با نفسانیتی بیمارگونه خود را پرچمدار انقلاب و وارث امام نمایاند. به نامه استاد شجریان بنگرید که خود را از همان «خس و خاشاک‌»هایی می‌داند که احمدی‌نژاد به ایشان توهین کرد


برادرم، آقای حداد

من نیز از همان «خس و خاشاک»ها هستم زیرا به میرحسین موسوی رأی دادم. میلیون‌ها نفر از مردم ایران از همان «خس و خاشاک‌ها» هستند.برادرم، آقای حداد!به خداوندی خدا، میرحسین موسوی رئیس‌جمهوری بهتر برای این نظام است؛ پاسداری امین‌تر برای میراث امام راحل و قانون اساسی است. احمدی‌نژاد قابل اعتماد نیست. او معلوم نیست فردا با قانون اساسی و ایران اسلامی چه می‌کند. اگر امروز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و مهندس میرحسین موسوی را از میدان به در کند، فردا معلوم نیست با دیگران چه خواهد کرد. من تاریخ خوانده‌ام و شما نیز خوانده‌اید. به تاریخ آلمان دهه ۱۹۳۰ رجوع کنید و ببینید گام به گام چه رخ داد.برادرم، آقای حداد!من از سال ۱۳۷۲، در نوشتار و مصاحبه‌هایم منتقد جدّی سیاست‌های توسعه آقای هاشمی رفسنجانی بوده‌‎ام. می‌دانم این سیاست‌ها مورد قبول میرحسین موسوی نیز نبود. من، مانند بسیاری از مردم، به شایعات گسترده درباره «فساد خاندان هاشمی» باور کردم. اکنون به این نتیجه رسیده‌ام، که به فرض صحت این شایعات، فساد مالی در همه جا می‌تواند باشد ولی مخاطرات و زیان‌های آن برای جامعه ایران بسیار کمتر از وضع کنونی است. ایران به شخصیت سیاسی چون هاشمی نیاز دارد و من متأسفم از کسانی که جایگاه برجسته هاشمی، به عنوان عامل تعادل‌بخش سیاست ایران امروز، را نادیده گرفتند و با روش‌های غیراخلاقی و از مجاری غیرقانونی در راه تخریب او کوشیدند. چرا جنابعالی در گفتگوی تلویزیونی دیشب به‌کلی درباره اهانت‌های شدید به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی سکوت کردید؟ چرا آقای احمدی‌نژاد، صرفنظر از مباحث مطروحه در مناظره تلویزیونی و سخنرانی‌های بعد از آن، در نطق میدان ولی‌عصر (عج) جمعیت را چنان تحریک کرد که علیه هاشمی شعارهای زشت دهند؟ به کجا می‌رویم؟جناب آقای حداد عادل!احمدی‌نژاد و تیم او، حسین شریعتمداری و حسینیان و اعضای کانونی معین و مشکوک فتنه‌ای آفریدند که هر آن می‌تواند به آشوبی بزرگ و خونین بدل شود. لحظات ارزشمند است. بمبی ساعتی به آخرین دقایق انفجار خود نزدیک می‌شود. اکنون زمان درایت است. اکنون زمان هشیاری است. اکنون زمان تعامل است

برادرم، آقای حداد

برای نجات کشور هیچ راهی وجود ندارد جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن

برادر کوچکتان

عبدالله شهبازی

شیراز، ۲8 خرداد ۱۳88

احمدی نژاد و حزب شیطان





نسخه قابل دانلود احمدی نژاد و حزب شیطان


فیلمی از جلسه مخفیانه شیطان پرستان

فیلمی از جلسه مخفیانه شیطان پرستان


video

هفت تير 1388

حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان در شماره ی امروز این روزنامه در ستون یادداشت روز به بررسی وقایع پس از انتخابات و به پیشگویی روزهای آینده و عکس العمل احتمالی میر حسین موسوی پرداخته است، متن این یادداشت در زیر می آید

1-روز چهارشنبه 20خردادماه 88 يعني 2روز قبل از انتخابات، طي گزارشي كه به دليل اهميت ويژه آن به تيتر اول روزنامه كيهان تبديل شد، از آخرين پرده سناريوي دشمن كه «آشوب بعد از شكست» در انتخابات بود خبر داديم و با اشاره به شواهد و اسناد غيرقابل انكار تاكيد كرديم كه «اين هشدار جدي است» و ماموريت بعدي ميرحسين موسوي- انشاءالله ناخواسته و ناخودآگاه- دست زدن به آشوب هاي خياباني بعد از شكست در انتخابات است و در همان گزارش آورديم كه علاوه بر حاميان بيروني مهندس موسوي، حلقه اصلي برنامه ريزان او نيز در قطعي بودن شكست وي كمترين ترديدي ندارند و به همين علت، منتظر اعلام نتيجه نمانده و از مدتها قبل براي ايجاد آشوب برنامه گسترده اي تدارك ديده اند و

2- از صبح روز چهارشنبه- 20خرداد- و بلافاصله بعد از انتشار روزنامه حجم انبوهي از تماس هاي تلفني و پيغام و پسغام ها شروع شد. بسياري از تماس گيرندگان كه شمار قابل توجهي از مسئولان نظام نيز جزو آنها بودند با تعجب مي پرسيدند؛ از كجا مي دانيد اين گروه قصد آشوب دارند؟! برخي هم گله مي كردند كه گزارش كيهان اذهان عمومي را دچار تشويش كرده است و توصيه مي كردند؛ همين فردا در روزنامه توضيح بدهيد اشتباه كرده ايد و آنچه نوشته ايد فقط يك حدس و گمان است! و...

اما، پاسخ ما اين بود كه آنچه نوشته ايم نه فقط حدس و گمان نيست، بلكه افشاي مستند يك توطئه از پيش طراحي شده است و با اطمينان مي گفتيم فرداي روز انتخابات، صحت گزارش كيهان را به وضوح مشاهده خواهيد كرد و كف و سوت رسانه ها و مقامات آمريكايي و اسرائيلي را در حمايت از آشوبگران مي بينيد و مي شنويد

يكي از مسئولان كه از گزارش كيهان ناراضي بود و آن را اغراق آميز تلقي مي كرد در تماس تلفني با نگارنده گفت؛ موسوي و خاتمي و كروبي و... هيچكدام را نمي توان اهل آشوب و بلوا دانست و پاسخ نگارنده اين بود كه كروبي در اين ميان بازيگر فريب خورده است، او را براي تضعيف روحانيت در افكار عمومي انتخاب كرده اند و مواضع و فعاليت انتخاباتي ايشان از سوي ستاد موسوي ديكته مي شود اگرچه برخلاف ساير بازيگران اين بازي، سرانجام به اسلام و انقلاب خيانت نخواهد كرد

خاتمي سابقه آشوب هاي تيرماه 78 را در پرونده خود دارد، آشوب و بلوايي كه امروزه بسياري از عوامل ميداني و رسانه اي آن به آمريكا پناهنده شده اند و اما موسوي طي 20سال گذشته ديكته اي ننوشته است تا مردم بدانند چه اندازه غلط دارد ولي مواضع كنوني او ترديدي باقي نمي گذارد كه به سيم آخر زده است، اينان و شماري از افراد بدسابقه، ضدانقلاب و مفسد اقتصادي كه گرد آنها جمع شده اند حلقه هاي تعريف شده در زنجيره آشوبي هستند كه كيهان پيشاپيش از آن خبر داده است و «ارباب حلقه ها» بيرون از مرزها و در آن سوي اقيانوس اطلس نشسته است

3- بسياري از آنان كه روز چهارشنبه 20خرداد، كيهان را ملامت مي كردند، چرا درباره آشوب هاي بعد از شكست ميرحسين موسوي در انتخابات، گزارش داده است و با گلايه مي پرسيدند «از كجا معلوم كه آشوبي در راه باشد»؟! از روز شنبه 23خرداد در تماس هاي تلفني و حضوري خويش با تعجب مي پرسيدند «كيهان از كجا مي دانست كه دار و دسته موسوي قصد آشوب دارند»؟ و پاسخ ما اين است كه نه شق القمر كرده ايم! و نه پيشگويي از نوع غيبگويي! كيهان فقط نگاهي گذرا به فرايند ماجرا داشته است

همه كساني كه ماجراي اخير را از چند ماه قبل تاكنون با دقت دنبال كرده باشند و همسويي غيرقابل انكار مدعيان اصلاحات با مقامات و محافل آمريكايي و اسرائيلي را زيرنظر گرفته باشند، بدون كمترين ترديدي به اين نتيجه قطعي مي رسند كه شيپور بدصداي فتنه اخير از آن سوي مرزها دميده مي شود و فقط بلندگوي آن در ستاد موسوي نصب شده است. دراين باره تاكنون اسناد غيرقابل انكار فراواني ارائه كرده ايم و در مقابل به جاي انكار و استدلال فقط فحش و ناسزا شنيده ايم كه بگذريم...

4- و اما، برنامه ريزان «كودتاي مخملي» بعد از شكست همه جانبه و مرحله به مرحله اين توطئه آمريكايي كه بسيار ناشيانه طراحي شده بود، امروزه ترفند جديد ديگري در آستين دارند و آن درخواست از موسوي براي انصراف از پي گيري ماجراست! توضيح آن كه براساس اخبار و گزارش هاي موثق، قرار است برخي از افراد سرشناس!! با ارسال نامه اي خطاب به مهندس موسوي از وي بخواهند كه براي پايان دادن به آشوب ها و پيشگيري از سوءاستفاده دشمنان بيروني، از درخواست خود براي «ابطال انتخابات»! صرفنظر كند! و مهندس موسوي نيز طي بيانيه اي بر مردم و نظام اسلامي منت گذاشته! و ضمن تاكيد دوباره بر دروغ بزرگ «تقلب در انتخابات»! و كوبيدن بي حاصل بعدي بر طبل غيرقانوني و ديكتاتور مآبانه «ابطال انتخابات»! با اين درخواست موافقت كند

اين ترفند كه به گواهي شواهد و قرائن موجود، ريشه بيروني دارد، با دو هدف زير در حال پي گيري است

اول؛ زمينه سازي براي دور كردن موسوي و اطرافيانش از محاكمه و مجازات احتمالي به جرم قتل مردم بي گناه، برپايي آشوب و بلوا و مخصوصاً همكاري با سرويس هاي بيگانه براي تضعيف نظام جمهوري اسلامي ايران كه با هدف كاستن از اثرگذاري آن در معادلات منطقه صورت پذيرفته بود.

بديهي است كه بررسي اين ماجرا يك ضرورت كاملا منطقي و قانوني است چرا كه جرايم ياد شده اتفاق افتاده و تعيين تكليف مجرمان چه آنان كه مستقيما در جرم و جنايت دست داشته اند و چه آنها كه در خانه هاي امن تيمي نشسته و زمينه جرايم مورد اشاره را فراهم آورده اند، بر عهده قانون است و نتيجه هرچه باشد به يقين مورد قبول و احترام همگان خواهد بود. بنابراين هيچكس نبايد و حق ندارد از اين پي گيري ناخرسند باشد

دوم؛ تبديل توطئه شكست خورده اخير به «آتش زيرخاكستر» و «دمل چركين نيشتر نخورده»! براي آتش افروزي و فتنه انگيزي در آينده و شرايط حساس بعدي، با اين توضيح كه دشمنان بيروني با بهره گيري از ترفند ياد شده، مي كوشند ميرحسين موسوي، خاتمي و... را چهره هايي مطلوب و طرفدار آرامش معرفي كنند كه از حق مسلم خود به نفع نظام و مردم چشم پوشي كرده اند! و از اين طريق جماعت مورد اشاره را -غير از آنهايي كه خالصانه و به خاطر سليقه سياسي خاص خود به موسوي رأي داده بودند و هميشه قابل احترام خواهند بود- در قالب يك جريان اپوزيسيون صاحب حق! براي آشوب ها و فتنه هاي بعدي ذخيره كنند

5- ترفند ياد شده هم اكنون در حال پي گيري است و دست اندركاران و طراحان اين ترفند تاكنون با برخي از شخصيت هاي ديني و سياسي تماس گرفته و به آنها پيشنهاد امضاي نامه و درخواست از موسوي براي انصراف! را ارائه كرده اند كه خوشبختانه حيله آنان با درايت و هوشياري شخصيت هاي ديني و سياسي مورد اشاره ناكام مانده است، هرچند كه طراحان ترفند مزبور كماكان به مراجعه و تلاش خود ادامه مي دهند

6-و بالاخره بديهي است شخصيت هاي ديني و سياسي كشورمان هوشيارتر از آنند كه به فريب اين ترفند فريفته شوند و به يقين مي دانند امضاي نامه مورد اشاره چه بخواهند و چه نخواهند، خيانت آشكار به اسلام و انقلاب، ناديده گرفتن خون هاي به ناحق ريخته در آشوب هاي اخير و همراهي با دشمنان تابلودار اسلام و فرصت دادن به غائله آفرينان براي آشوب هاي بعدي تلقي خواهد شد و اين، گناهي نابخشودني است و دور از ساحت پاك بزرگان با تقواي اين مرز و بوم
چاره كار اما، مراجعه به قانون است، يعني دقيقاً همان راهي كه هميشه پسنديده و معقول بوده و هست و مدعيان تقلب در انتخابات آشكارا از آن طفره مي روند

بيانيه سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ
غافلان داخلي، تحمل قبول اين پيروزي شگرف را نداشتند

بسيجيان با رهبر و مقتداي خويش، براي كوبيدن توطئه‌ها و كور كردن چشم طمع و فتنه‌گران در تمامي عرصه‌ها، خصوصا اغتشاشات اخير، پيمان بسته‌اند و تا آخرين نفس و آخرين قطره خون خويش بر سر اين پيمان باقي خواهند ماند

سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ در خصوص وقايع پس از انتخابات رياست‌جمهوري بيانيه‌اي منتشر كرد

به گزارش ايلنا، در اين بيانيه آمده است: بي‌ترديد، حماسه پرشكوه و ماندگار حضور حداكثري و شورانگيز و دشمن‌شكن ملت بزرگ ايران اسلامي، در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، افتخار جاويدان و برگي زرين در تاريخ حماسه‌ها و اعجازآفريني‌هاي ملت سرافراز ايران است.

بي‌شك، اين پيروزي عظيم، به يمن عنايات حضرت حق تعالي، توجهات خاصه امام زمان(عج) و هدايت‌ها و فرمايشات راهگشاي ولي امر مسلمين، حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي (مدظله‌العالي) حاصل شد و بصيرت و آگاهي بالاي آحاد ملت عظيم‌الشان ايران را به رخ جهانيان كشيد.

بسيجيان جان بر كف و فدائيان ولايت سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ، بار ديگر با آرمان‌هاي والا و انسان‌ساز حضرت امام (ره) و خلف صالح آن يگانه دوران، فرماندهي معظم كل قوا، تجديد بيعت مي‌نمايند و با فرياد رسا و كوبنده‌ي خويش اعلام مي‌دارند كه: ما بسيجيان عاشق ولايت سپاه تهران بزرگ، آمادگي خود را براي حضور عاشقانه و آگاهانه در همه‌ صحنه‌ها و عرصه‌هايي كه براي حفظ دستاوردهاي انقلاب پيش آيد، با بذل و ايثار جان خويش اعلام كرده و تا آخرين قطره‌ خون، مقتدرانه و مظلومانه از ارزش‌هاي والاي انقلاب دفاع خواهيم كرد.

دشمنان قسم خورده خارجي و غافلان داخلي، تحمل و توان قبول اين پيروزي شگرف را نداشته و با راه‌اندازي اغتشاشات اخير، سعي در مخدوش كردن اين نصرت و ياري عظيم الهي را داشتند كه با دفاع مظلومانه و عاشقانه و آگاهانه‌ بسيجيان مواجه شدند كه در اين عرصه، يكبار ديگر شجاعت و بصيرت و اقتدار و در عين حال مظلوميت بسيج و بسيجي با تقديم ده‌ها مجروح عيان گرديد.

آري، بسيجيان اين سربازان هميشه آماده ولايت، با نثار جان خويش از اين اعجاز و حضور 40 ميليوني ملت ايران در انتخابات رياست جمهوري، حراست مي‌كند و به بهترين شكل ممكن آماده انجام فرامين رهبر حكيم و فرزانه انقلاب هستند.

ما بسيجيان تهران بزرگ، رجاء واثق داريم كه تمام مكرها، توطئه‌ها و ترفندهاي دشمنان خارجي و غافلان داخلي، در برابر همت و غيرت آحاد ملت ايران اسلامي، چون خانه‌ي عنكبوت سست و لرزان است و بار ديگر اين كارآمدي تفكر بسيجي بود كه چشم فتنه را كور و دست فتنه‌گران را قطع كرد و با نداي مظلومانه خويش بر سر دشمنان و غافلان فرياد برآورد كه با رهبر و مقتداي خويش، براي كوبيدن توطئه‌ها و كور كردن چشم طمع و فتنه‌گران در تمامي عرصه‌ها، خصوصا اغتشاشات اخير، پيمان بسته‌اند و تا آخرين نفس و آخرين قطره خون خويش بر سر اين پيمان باقي خواهند ماند.





رئیس کمیسیون امنیت ملی به همراه رئیس کمیته سیاست خارجی این کمیسیون روز شنبه به دیدار آیت الله موسوی اردبیلی رفتند و خواهان نقطه نظرات این مرجعیت دینی جهت حل مشکلات به وجود آمده شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در ابتدای این دیدار که روز شنبه 6 تیرماه در دفتر این مرجع تقلید در قم و با حضور حجت الاسلام ابراهیمی رئیس کمیته سیاست خارجی کمیسیون امنیت ملی و علاءالدین بروجردی رئیس این کمیسیون برگزار شد بروجردی ضمن ارایه گزارشی از اقدامات انجام شده توسط کمیسیون امنیت ملی مجلس و دیدارهایی که با برخی از شخصیتها جهت ایجاد آرامش داشته اند خواهان نقطه نظرات مرجعیت دینی برای حل مشکلات به وجود آمده شدند.

حجت الاسلام ابراهیمی در این دیدار با بیان این نکته که ما در پی استفاده از تمام ظرفیتهای نظام برای حل معضلات موجود هستیم گفت: از آنجا که نفس مراجع همواره التیام بخش بوده و طرفین نیز نسبت به فرمایشات مراجع عظام تمکین دارند از شما خواهش می کنیم به هر نحو که صلاح می دانید جهت حل این معضل اقدام کنید.

در ادامه حضرت آیت الله موسوی اردبیلی ضمن تشکر از حضور آقایان فرمودند: من این فرصت را مغتنم می شمارم تا برخی نکات را به شما یادآور شوم.

آیت الله موسوی اردبیلی با بیان این نکته که کاندیداهای محترم ریاست جمهوری دوره دهم را به خوبی می شناسند فرمود: متاسفانه روند این انتخابات به همان نحوی که می دانید پیش رفت و تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است.

وی گفت: من نسبت به این که حق در این نزاع با کدام طرف است نمی خواهم قضاوتی نمایم و در این صدد نیز نیستم ولی مسئله ای که در اینجا وجود دارد این است که ما نباید نباید کاری کنیم که مقابل مردم قرار بگیریم. نباید کاری کنیم که بگویند حکومت اسلامی کارآمد نیست یا اسلام نمی تواند نسبت به مسائل ما پاسخگو باشد. این که فلان آقا برنده انتخابات است یا نیست مسئله اصلی ما نیست. مسئله اصلی این است که مردم گمان نکنند مطالبات آنان بی پاسخ می ماند. باید مردم را نسبت به مسائل پیش آمده راضی و اقناع کرد.

آیت الله موسوی اردبیلی ادامه داد: یکی از راههایی که می تواند برای برون رفت از وضعیت موجود مد نظر قرار گیرد این است که گروهی که مورد قبول و اعتماد جمیع اطراف باشند مسئله را پیگیری نمایند و حکم آنان فصل الخطاب قرار گیرد.

وی گفت : این که اجانب نسبت به ما چه می گویند هیچ اهمیتی ندارد. بالاخره دشمن دشمنی خواهد کرد و خیرخواه ما نیست. آنچه موجب نگرانی است این است که مردم از ما روی بگردانند. ما اگر در داخل آرامش داشته باشیم و مردم راضی باشند هیچ ترسی از خارج نخواهیم داشت




سئوال: همانگونه که مستحضرید طی چند روز گذشته به علت مسایل ناشی از انتخابات تجمعاتی در تهران شکل گرفته است. از آنجا که مطابق با قانون اساسی برگزاری راهپیمایی به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد اعلام گردیده لذا خواهشمند است به دو سوال اینجانب در صورت امکان پاسخ فرمایید
اول.آیا این تجمعات ـ که خود نیز در آن حضور داشته ام و خدا را شاهد و ناظر می گیرم که لحظه ای بر خلاف دین مبین اسلام فکر و عمل نکرده ام ـ مخل به مبانی اسلام می باشد یا خیر؟؛
دوم. چنانچه پاسخ منفی بود آیا رفتار مسئولان نظام با شرکت کنندگان مطابق با دین مبین اسلام و قانون اساسی هست یا خیر؟؛
با سپاس
- 05/04/1388
پاسخ: این تجمعات حق قانونی مردم و تنها راه برای رسانیدن توقعات و مطالبات به گوش حاکمان بوده و از طرفی قانون اساسی هم آن را به عنوان یک حق اساسی برای مردم پذیرفته است و به همین دلیل وزارت کشور بر اساس همین قانون، موظف به دادن مجوز بوده تا افراد اعتراضشان را در چارچوب قانون مطرح کنند و اگر چنین نمی شود، مردم مقصر نیستند بلکه وزارت کشور باید پاسخگو باشد و از همین جا پاسخ سئوال بعدی نیز مشخص است که زمانی که مردم برای اعلام مطالبات مشروع و قانونی خود از حکومت مساعدت و کمک خواسته اند، حکومت موظف به همکاری و اقدام بایسته بوده است و اگر اقدام نکرده، مرتکب خلاف شده و مسئول است


موسوی تبريزی: هر كس حق مردم را بخورد، طاغوت است
مردم معترض اعتشاشگر نیستند، سرکوبگران اغتشاشگرند

آیت الله موسوى تبريزى، - از کهنه یاران آیت الله خمینی، و دادستان کل انقلاب در زمان آیت الله خمینی و از انقلابیون کهنه کار حوزه علمیه قم است که اکنون دبير كل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و دبير كل خانه احزاب میباشد. او ، همراه با مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم از حاميان ميرحسين موسوى در انتخابات دهم بودو اخیراً میرحسین موسوی به قم رفت و باایشان دیدار و گفتگو داشت. بعد از آن، خبرنگار سایت خبری "ثانیه نیوز" – حبیب ترکاشوند- به قم رفت و مصاحبه صریحی پیرامون انتخابات دهم، راه پیمایی ها، موقعیت میرحسین موسوی، سخنان آقای علی خامنه ای در نمازجمعه بعد از انتخابات ... با ایشان ترتیب داد که میخوانیم



* آقاى موسوى تبريزى آيا افراد و گروه‌ها مى‌توانند مطالبات خود را از طريق غيرقانونى پيگيرى كنند؟

من اولاً بايد بدانم منظور شما از خلاف قانون چيست، بعداً پاسخ مى گويم.

* آقاى موسوى ادعايى دارند كه آن را با برگزارى راهپيمايى و تجمع هواداران پيگيرى مى‌كنند كه منجر به اغتشاش مى‌شود آيا اين موضوع را تاييد مى‌كنيد؟

هيچ كس اغتشاش را تاييد نمى‌كند آن وقت من تاييد كنم؟ كدام اغتشاش؟ مردم مى‌آيند حق خود را درخواست مى‌كنند آيا اين اغتشاش است؟ راهپيمايى ساده‌اى كه حتى شعار هم نمى‌دهند،... این اغتشاش است؟ يا آنها كه مردم را مى‌زنند؟ باید دید بین این دوتا کدام یک مصداق اغتشاش است؟

* الان به هر حال رهبرى، روز جمعه خواستار متوقف شدن تجمعات شدند؟

من كارى به آنها ندارم. از من فقط قانون را بپرسيد، رهبر هر چه گفته خودش مى‌داند، من قانون را مى‌گويم.

* پس شما بيانيه اخير آقاى موسوى را تاييد مى‌كنيد؟

بله تاييد مى كنم، براى اينكه مردم بايد حقشان را بگيرند. اين انقلاب هم از همين حرف ها درآمده، شاه هم به اينها مى گفت اغتشاشگر. من جريان ۲۹ بهمن تبريز را مى‌دانم، جريان ۱۹ دى قم را نيز من ايجاد كردم. وقتى در تبريز مردم بيرون آمدند، شاه، آموزگار و مجلس او گفتند كه اينها از آن طرف مرز آمده اند اينها اغتشاشگرند.

* شما خود يك مبارز انقلاب هستيد، رژيم طاغوت را نمى‌توان با نظام اسلامى مقايسه كرد؟

قطعاً مى‌شود، رژيم طاغوت مگر آدم نبود؟ رژيم شاه به خاطر اينكه همين حرف ها را مى زد طاغوتى بود، اگر اين حرف ها را نمى زد و حق مردم را مى داد كه طاغوت نبود. فرقى نمى كند هر كس حق مردم را بخورد، طاغوت است.

* خب چرا از راه قانونى مطالبه خود را پيگيرى نمى‌كنند؟

قانون همين است، مردم مى‌آيند تظاهرات مى‌كنند و حق خود را مى‌گيرند. شوراى نگهبان بى‌طرف نيست، بايد يك افراد بى‌طرفى را بگذارند تا موضوع را بررسى كنند.

* بر فرض ادعاى شما كه مى‌گوييد شوراى نگهبان بى‌طرف نيست درست باشد. اما اين شورا اعلام كرده كه حاضر به بازشمارى آرا در حضور نمايندگان نامزدهاست؟

همين مقدارى كه من صحبت كردم اينها را در روزنامه مى‌نويسيد يا فقط با من بحث مى‌كنيد؟

* بله مى‌نويسم.

من مى‌گويم وقتى شوراى نگهبان از چند ماه پيش بى‌طرفى خود را نقض كرده، آيا مى تواند حَكم باشد، امكان ندارد. آن وقت چه كسى حَكم مى شود، نماينده نامزدها يا شوراى نگهبان. همين حرف‌ها را با حضور افراد بى‌طرف بررسى كنيد و يكى از آنها هم شوراى نگهبان باشد. وقتى شوراى نگهبان برخلاف نص صريح قانون اعلام مى كند كه بازرسى كل كشور نمى‌تواند در رابطه با انتخابات نظارت كند، چه انتظارى است؟

* آقاى موسوى تبريزى در كدام قانون آمده است كه بازرسى كل كشور مى‌تواند ناظر انتخابات باشد؟

هم در قانون اساسى و هم در قانون بازرسى كل كشور كه ما خودمان آن را تصويب كرديم. بازرسى كل كشور مى تواند در تمام امور حتى در نهادها و وزارتخانه ها بازرسى كند كه يكى از آن وزارتخانه ها، وزارت كشور است. وزارت كشور كارش اجراى انتخابات است. بازرس مى خواهد بر اجراى انتخابات نظارت كند كه چطور انجام مى شود و هميشه هم بوده است. اما شوراى نگهبان برخلاف حق و قانون مى‌گويد بازرسى كل كشور نمى‌تواند نظارت كند و وزارت كشور هم مى‌گويد كه ما اطلاعات به بازرسى نمى‌دهيم. مگر سفارت انگليس است كه اطلاعات نمى‌دهند.

* سازمان بازرسى در تخلفات ادارى وزارتخانه مى‌تواند دخالت كند اما ما در قانون انتخابات جايگاهى براى نظارت بازرسى كل كشور نداريم؟

انتخابات و اجرا كردن، كار وزارت كشور است. بازرسى مى‌خواهد ببيند، تخلف دارد يا خير؟ من حاضرم با تمام اعضاى شوراى نگهبان مناظره علمى و حقوقى كنم و به آنها بگويم كه سازمان بازرسى مى‌تواند نظارت كند.

* حاج آقا ما قانون داريم، در قانون انتخابات چيزى به نام بازرسى كل كشور وجود ندارد.

قانون همين است. قانون انتخابات مى‌گويد، نظارت بر انتخابات بر عهده شوراى نگهبان است. آنها هم مى‌گويند بازرسى در همه جا مى‌تواند، نظارت كند.

* پس جنابعالى اقدامات و بيانيه آقاى ميرحسين را تاييد مى‌كنيد؟

بله تاييد مى‌كنم براى اينكه از حق دفاع مى كند. از حقوق مردم دفاع مى كند. اقدامات آقاى موسوى تا حالا حقوقى و قانونى بوده وقتى مى‌گويد به شوراى نگهبان اطمينان ندارم خيلى از مردم اين عقيده را دارند.

* اما شوراى نگهبان براى بازشمارى آرا با حضور نمايندگان كانديداها اعلام آمادگى كرده است؟

بله گفته‌اند از هر ده صندوق يك صندوق را بازشمارى مى‌كنيم. اكنون در حوزه شهررى ۲۰۱ درصد راى دارد. محسن رضايى نيز در شبكه دو اعلام كرد در ۱۷۰ حوزه، حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ درصد راى داشته‌ايم.

* به هر حال ما شهرهاى مهمانپذير نيز داريم.

از اين خلاف‌ها ما هم شنيده‌ايم؛ مهمانپذير نداريم چطور تا حالا در طول تاريخ انقلاب اينها مهمانپذير نبودند حالا شدند؟




فتوای آیت‌الله بیات زنجانی: سربازان وظیفه توبیخ را بپذیرند اما با مردم بی‌دفاع برخورد نکنند
یک مرجع تقلید در پاسخ به استفتاء یک سرباز وظیفه نیروی انتظامی تصریح کرده که برخورد با مردم بی دفاع مشروع نیست و اگر امر دایر شود بین برخورد فیزیکی با مردم و توبیخ، مطمئناً تکلیف در پذیرفتن تنبیه و توبیخ است
به گزارش «موج سوم» به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی، متن استفتاء شرعی یک سرباز وظیفه و پاسخ این مرجع تقلید به شرح زیر است
با سلام و درود خدمت مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی ایجانب سرباز وظیفه ای هستم که در این حوادث اخیر مجبور به رویارویی با راهپیمایان شده ام پرسش اینجانب این است که رویارویی و برخورد با راهپیمایان و ضرب و شتم آنان و در برخی موارد برخورد فیزیکی و خشونت بار جایز است یا خیر ؟ و اگر جایز بود تا چه حدی میتوانیم آنها را تنبیه کنیم ؟ و اگر امر دایر شد بین برخورد فیزیکی با مردم و تنبیه اینجانب توسط مافوق وظیفه چیست ؟؛
ارادتمند حسن سرباز
- 05/04/1388
جواب: وظیفه شما ملایمت و عدم برخورد با مردم است و اگر امر دایر شود بین برخورد فیزیکی با مردم و توبیخ، مطمئناً تکلیف در پذیرفتن تنبیه و توبیخ است. مطمئناً در هر حال برخورد با مردم بی دفاع مشروع نیست


ایلنا، خبرگزاری کار ایران از دیدار محرمانه آیت الله شبیری زنجانی و آیت الله صافی گلپایگانی، دو تن از مراجع تقلید در ایران خبر داده است.

این خبرگزاری می گوید این دیدار برای بررسی حوادث اخیر در کشور پس از برپایی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صورت گرفته است.

میرحسین موسوی، نامزد اصلاح طلب در این انتخابات به دنبال اعلام نتایج در نامه هایی به مراجع و روحانیون بلندپایه در ایران از آنها خواسته بود که در صیانت از حقوق مردم دخالت کنند. او در این نامه نوشته بود که در "جریان انتخابات تقلبات فراوانی روی داده که شاید تذکر مراجع به مسئولان، در جلوگیری از آن مفید باشد."

خبرگزاری ایلنا و روزنامه اعتماد که در شماره روز یکشنبه، هفتم تیر خود به این گزارش پرداخته می گویند روحانیون بلندپایه قم درصدد یافتن راهکارهایی برای حل مسایل هستند.

طی روزهای اخیر دیدارهای مقام های دولتی با مراجع قم افزایش یافته که در آخرین مورد اعضای شورای نگهبان با آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله جوادی آملی دیدار کردند.

برحی مراجع تقلید با آسیب دیدگان در جریان نا آرامی های اخیر در ایران ابراز همدردی کرده و از برخورد خشن با معترضان انتقاد کرده اند

http://www.ireport.com/docs/DOC-279934

27 June 2009

احمدخاتمی:جوانان بدانند در ایران، مخالفت با رهبرسیاسی، مخالفت با خدا است!!

هاله خون
.


طلاب شریف حوزه علمیه قم
احمدخاتمی شیطان پرست، از هامان وزیر فرعون هم مسابقه شیطان پرستی را برده است. او در نماز جمعه پنجم تیرماه در خطبه دوم گفت مخالفت با دستور ولی فقیه، مخالفت با خدا است! این یعنی آن که ولی فقیه یعنی خدا! این همان اراجیف هامان وزیر شیطان پرست فرعون بود که از فرعون مفنگی و منقلی، خداسازی کرد. و فرعون را واداشت تا به مردم بگوید : من خدای بزرگ شما هستم" و مردم را به بردگی و فلاکت کشید
طلاب شریف حوزه علمیه قم
مردانه برخیزید و برعلیه این شیطان پرست جنایتکار که در خطبه نماز جمعه دستور کشتار مردم را میدهد و دستور میدهد تا از قوه قضائیه استفاده ابزاری شود و مردم بپاخاسته را اهل "بغی" و باغی و محارب میخواند ... به میدان آیید
طلاب شریف !؛
شما در قبال لباسی که برتن دارید مسئول هستید. اجازه ندهید تا اشغالگران فلسطینی و انیرانی و تازی مملکت شما را جولانگاه خود بکنند
در این مورد فتوای آیت الله العظما موسوی اردبیلی را هم اکنون به عنوان تکیه گاه شرعی در اختیار دارید که روزجمعه پنجم تیرماه در دیدار با اعضای شورای نگهبان مطالب روشنگرانه ای فرمودند. فتوای آیت الله العظما موسوی اردبیلی به گزارش خبرگزاریها به این قرار است
میکنند‎باید اشکالاتی را که معترضین به انتخابات وارد ‎ د
از آنها بشنوید و بخواهید که آنها را کتباً و همراه با استدلال‌های منطقی ارائه دهند. باید اجازه دهید که مردم حرف خود را بیان نمایند. هر اشکالی که وارد بود باید آن را قبول کرد و هر اشکالی که وارد نبود باید پاسخ آن به نحو مستدل و منطقی بیان شود، نه این که بدون تفاهم و با قوه قهریه بخواهیم اعتراض را ساکت نماییم. شورای نگهبان باید به نحوی جواب این اعتراضات را بدهد که در معرض اتهام قرار نگیرد. اتفاقاتی که در این انتخابات رخ داد متأسفانه موجب تضعیف نظام شد در حالی که به راحتی امکان آن وجود داشت که قضایا حل شده و در یک مسیر منطقی قرار گیرد

این مطالب کاملا برخلاف عربده کشیهای شیطان پرست اعظم احمد خاتمی جتایتکار است که در نمازجمعه گفت
رهبر جامعه اسلامی تا نابودی کامل باغیان و محاربان با آنها میجنگد

احمد خاتمي امام جمعه موقت تهران در خطبه دوم نماز جمعه ششم تیرماه تهران، از سرکوبگری بیرحمانه نيروي انتظامي و امنيتي و بخصوص بسيجيان قدردانی کرد و گفت
در اغتشاشات اخير، يك خانم كشته شد، اوباما برايش اشك تمساح ريخت و غرب معركه گرفت. هر عاقلي كه فيلمش را ببيند متوجه مي‌شود كار خود اغتشاش‌گران است. به‌گونه‌اي كه از جايي كه ماشين اين خانم هم پارك شده است عكس گرفته‌اند. اين خانم در كوچه خلوت بوده است. در كوچه خلوت كه نمي‌كشند، دستگير مي‌كنند. معلوم است كه اگر كار نظام بود، در خيابان برخورد مي‌كرد. اغتشاشگران برنامه‌ريزي كرده بودند كه بعدا بهره‌برداري كنند.در اين ماجراها، رسانه‌هاي خارجي به خصوص رسانه‌هاي انگليسي و آمريكايي اوج خباثت خودشان را نشان داده‌ و آتش بيار معركه شدند، تعجب مي‌كنم اينها ، این خبرنگاران خارجی چطور در كشور ول هستند. دولت بايد كنترل كند. با چه حسابي اينها در كشور هستند و مرتب با تلفن‌هاي ماهواره‌اي گزارش‌ مي‌دهند و مردم را تهييج مي‌كنند.اغتشاش و تخريب اموال عمومي و آزار و اذيت مردم بر اساس روايت ديني از مواردي است كه بغي خوانده مي‌شود و رهبر جامعه اسلامي مي‌تواند با اين افراد تا نابودي كامل آنها بجنگد و يا مصادق محاربه است كه اسلام اشد مجازات را براي آنها در نظر گرفته است
تظاهرات غيرقانوني خلاف قانون است و چون آقا هم نهي كرده است، خلاف شرع است.عواملي مانند نشناختن اسلام و تعبدناپذيري در برابر آن بي‌بصيرتي و بازي‌خوردن از بيگانگان در فرجام منافقين موثر بود، اما مهم‌ترين عامل ولايت‌ستيزي آنها بود
جوانان بايد بدانند در نگرش ما ولي‌فقيه فقط رهبر سياسي نيست، حجت شرعي است. نايب امام زمان است و مخالفت با نايب امام زمان، مخالفت با امام زمان، و محاربه با خدا است كسي كه دستور ولي‌فقيه را زير پا بگذارد، دستور امام معصوم را زير پا گذاشته است و مخالفت با دستور امام معصوم، مخالفت با دستور خداست. بهتر است برخي از سرنوشت منافقين درس عبرت بگيرند و ببينند سرنوشت كساني كه با ولايت درافتادند چه شد و اين كار را تكرار نكنند
حق انگليسي‌ها است كه بعد از مرگ بر آمريكا، مرگ بر انگليس را هم ضميمه كنيم.در اين انتخابات برخي دولت‌هاي اروپايي نشان دادند خيلي كودكانه عمل مي‌كنند و به بلوغ سياسي نرسيده‌اند، ولي مردم ايران در زمان مناسب جواب جانانه‌اي به آنها خواهند داد

25 June 2009

شکافهای درون سپاه گسترده میشود


محسن سازگارا در مصاحبه با رادیو دویچه وله آلمانی گفت سپاه به مردم ایران خواهد پیوست

دکتر محسن سازگارا که چند سال است از ایران خارج شده و در حال حاضر مدیر مرکز تحقیقات ایران معاصر در واشنگتن است، به وجود سه گروه در سپاه باور دارد. نیمی از فرماندهان ارشد و بیش از ۷۰ درصد فرماندهان میانی سپاه با رودررویی با مردم مخالفند. به زودی این اختلافات آشکار می‌شود و مردم روی آوری سپاه به طرف خود را خواهند دید.
محسن سازگارا در مصاحبه با رادیو دویچه وله آلمانی گفت
اطلاعیه سپاه که آدم را یاد اطلاعیه‌های فرمانداری نظامی شهرها در زمان انقلاب اسلامی می‌انداخت بسیار دیر بیرون آمد و خیلی‌ها معتقدند که اختلافات درون سپاه و کشمکش با پاره‌ای فرماندهان سپاه که نمی‌خواهند رو به‌روی مردم بایستند و با مردم هستند، باعث شد که این اطلاعیه این قدر دیر بیرون بیاید و این کشمکش هنوزهم ادامه دارد.
الان صحبت کسان دیگری هم هست که آنها درگیری دارند و حاضر نیستند که به خواست کودتاچی‌ها تن بدهند. البته قطعا من نمی‌توانم خبر آقای فضلی را تایید یا تکذیب بکنم. ولی این روزها من خیلی کسانی را می‌شنوم که در سپاه مشکل دارند و با کارهایی که عده‌ای به نام کل سپاه دارند می‌کنند موافق نیستند.

من تا آنجا که شنیده‌ام و می‌دانم این است که باید سپاه را به سه دسته تقسیم‌بندی کرد. یک، بدنه‌ی سپاه است که دقیقا مثل بدنه‌ی اجتماع است. همان طور که اکثریت مردم مخالف آقای احمدی‌نژاد و آقای خامنه‌ای هستند، آنها هم همین طور شده‌اند. بخش دوم سپاه فرماندهان میانی‌اند که شاید هفتاد هشتاد درصدشان مخالف‌اند و حاضر نیستند که سپاه رو در روی مردم بایستد. اما این مسایلی که داریم صحبت‌اش را می‌کنیم در میان بخش سوم یعنی فرماندهان ارشد سپاه است. یکی از دوستان من دیشب به من می‌گفت میان فرماندهان ارشد می‌شود گفت که تقریبا الان جمعیت پنجاه پنجاه است. یعنی درست نیمی از فرماندهان اصلی با مردم و کنار مردم‌اند و نیمی دیگر دست به این اعمال می‌زنند واحتمالا بزودی این صف‌آرایی نتیجه‌ی خودش را می‌دهد و مردم هم نتیجه‌ این اختلاف درون سپاه را خواهند دید و آنهایی که با مردم هستند اعتراض خودشان را علنی خواهند کرد.

تمرد در یک سازمان نظامی خیلی دشوار خیلی سخت است. به قیمت جان بعضی از این بچه‌ها تمام خواهد شد. کمی باید صبر کرد. اجازه بدهید، کمی فشار مردم بیشتر بشود و عموم مردم، حرفهایی که دارند می‌زنند صدایشان بلندتر و رساتر بشود، آنوقت آن بچه‌هایی که مخالف هستند قید جان‌شان را می‌زنند و به طور علنی به ملت می‌پیوندند.
لباس شخصی‌ها یک بریگارد خاص زیرنظر اطلاعات سپاه هستند و کسانی هستند که تربیت شده‌اند برای این که مردم را کتک بزنند و همان هایی هستند که در طول تمام سالیان گذشته، دوره‌ی دولت اصلاحات و بعد از آن هروقت اعتراضی بوده با موتورسیکلت یا پیاده آمدند حمله کردند و مردم را کتک زدند و گاهی چاقو کشیدند و میله‌ی آهنی دستشان بوده است و امروزه اسلحه هم دارند و به کار می‌برند. لباس شخصی‌ها ماشین سرکوب آقای خامنه‌ای در تمام دوازده سال گذشته بودند. ولی الان مشکل این لباس شخصی‌ها این است که وقتی با جمعیت میلیونی طرف می‌شوند، دیگر آن ماشین سرکوب کار نمی‌کند. آن برای سرکوب کردن تظاهرات پانصد نفره، دو هزار نفره، پنج هزار نفره‌ی دانشجویان، زنان یا اقشار دیگر مردم کارآمدی داشت ولی در مقابل جمعیت بزرگ کارآمدی ندارد. مضاف براین که به نظر من هم اگر پیراهن سفیدها این رویه را ادامه بدهند، به زودی خشم مردم برانگیخته می‌شود. مردم کسی که لباس تن‌اش است مثل سپاهی، پلیس و یا حتا بسیجی را کاری ندارند و دائما اگر کتک هم ازشان می‌خورند به آنها محبت می‌کنند و حاضر نیستند که آنها را از آغوش ملت جدا کنند. ولی پیراهن شخصی‌ها حساب دیگری دارند. برای این که هیچ کسی هم مسئولیت‌شان را نمی‌پذیرد. خود حکومت هم نمی‌پذیرد که آنها به او وابسته‌اند و فقط غیرمستقیم اعمالشان را به‌عهده می‌گیرد. آن فتوای آقای خمینی را یادتان هست که در زمان مبارزات برای انقلاب اسلامی که درباره‌ی چماقدارها گفت که محارب‌اند و خونشان هم هدر است، بنابراین می‌توانند آنها را بکشند. هرکسی در مورد این فتوا از من پرسید، گفتم نه، ما خشونت نمی‌کنیم، می‌رویم با خانواده‌ی اینها حرف می‌زنیم. چون اسامی‌، عکس‌ها و مشخصاتشان را بچه‌ها دارند درمی‌آورند و کار خوبی هم هست و سعی می‌کنند که با نصیحت انجام بدهند. ولی من واقعا اخطار می‌کنم به این پیراهن شخصی‌ها که اگر به کشتار مردم ادامه بدهند، خیلی‌ها آمادگی دارند فتوای آقای خمینی را اجرا کنند و متقابلا آنها را سرکوب کنند و بکشند.
این بچه‌هایی که آقای خامنه‌ای به عنوان ابزار سرکوب می‌خواهد استفاده بکند، آنها هم از جنس ملت‌اند. آنها هم پول اجاره‌خانه‌شان را ندارند بدهند. آنها هم زندگی‌شان به سختی می‌گذرد. آنها هم جوان‌شان، بچه‌شان مثل بقیه فکر می‌کند و خواهر و برادرشان ممکن است این طرف در صف تظاهرکنندگان باشد و واقعا جایز نیست با آنها خشونت بشود. باید سپاه و بسیج و پلیس را در آغوش گرفت و دعوتشان کرد که به صف مردم بپیوندند. تجربه هم نشان داده است که این محبت و بزرگواری از طرف مردم به شدت این سازمانها را شکننده می‌کند و به سرعت آنها را به سمت پیوستن به مردم سوق می‌دهد. تجربه‌ی ایران و تجربه‌ی همه‌دنیا این را نشان می‌دهد.

عوامل حزب الله لبنان در میان سرکوبگران بسیح در تهران

شیطان پرستان ، دست پرورده های مجتبی خامنه ای

عوامل حزب الله لبنان در میان سرکوبگران بسیح در تهران

برگرفته از افشاگریهای فرشاد امیر ابراهیمی بسیجی – اطلاعاتی سابق

تاریخچه بکارگیری نیروهای خارجی در بدنه نیروهای نظامی کشور و از جمله سپاه پاسداران به زمان جنگ تحمیلی برمی گردد که معاندین عراقی عضو مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در قالب یک لشگر بنام لشگر نه بدر در خدمت ایران بوده اند و البته بعدها افغان ها و اعراب لبنانی هم بطور مشخص و آشکار در خدمت نیروی قدس سپاه درآمدند . هم اکنون نیزمدتهاست دو تیپ مشخص از نیروی قدس سپاه پاسداران یکی با استقرار در مجاورت سازمان صدا و سیما و محل نمایشگاههای بین المللی تهران که از بازماندگان لشگر نه بدر می باشند مسئولیت حفاظت از صداو سیما را برعهده دارند و تیپ دیگر در خیابان امام خمینی تهران در کنار لشگر مخصوص ده سید الشهدا به عنوان تیپ احتیاط تهران که از اعضای افغان و اعراب لبنانی و سوری تبار می باشند همچنان در بدنه امنیتی و انتظامی سپاه تهران می باشند . چهار سال پیش نیز وقتی که نیروی انتظامی در گشتهای جدید ارشاد و امنیت خود که به "ماشین سیاه ها" مشهور شدند شایعه بکار گیری نیروهای خارجی و عرب زبان در آنها شدت گرفت. ماجرا وقتی از شایعه به عینیت رسید که روزنامه نگاری در تهران اعلام کرد که بسراغ یکی از آن تیم های گشتی رفته و با آنها درصدد مصاحبه برآمده اما از چهار نفر راکبان آن جیپ فقط یک نفر از آنها به فارسی تسلط داشته است ، در بعد از آن بود که فرماندهی وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام نمود افراد فوق و تعدادی بسیاری از این گشتی ها از نیروهای احتیاط نیروی انتظامی در استان خوزستان می باشند که در مواقع لزوم در دیگر مناطق کشور نیز به کار گرفته می شوند ! ، البته این توضیح و پاسخ این مقام نه تنها قانع کننده نبود بلکه مهر تائیدی بود بر همه شایعه ها . در کودتا و سرکوبهای بعد انتخابات اخیر در تهران و شهرستانها نیز باز دوباره این شایعه قوت گرفت که سپاه برای سرکوب معترضان از اعراب و بطور مشخص لبنانی ها استفاده نموده ، البته با توجه به روحیه ایرانی ها که همواره علاقه دارند هر گونه قتل و غارت را به دیگران نسبت دهند و حتا گاها دایره این اتهامات را می بینیم که شامل حال احمدی نژاد و خامنه ای نیز می شود و می گویند اینها ایرانی نیستند ! این شایعه همچنان در دایره شایعه باقی ماند تا به امروز ... اگر به یاد داشته باشید در هنگام انتخابات و در حالی که هنوز حتا زمان انتخابات و رای گیری نیز به پایان نرسیده بود گروهی با حمله به ستاد مهندس موسوی در تهران و اشغال وی ستاد مذکور را با حکم دادستانی انقلاب اسلامی پلمب نمودند ، البته دادستانی هنوز مسئولیت این عملیات رانه تائید نموده و نه تکذیب امادر مطبوعات حکومتی درباره این یورش باز از عنوان تکراری و نخ نما شده دست داشتن لباس شخصی ها و خود سران در آن عملیات یاد شده اما آنچه قوت دارد هنوز ستاد فوق پلمب می باشد و بسیاری از افراد دستگیر شده در آن روز کماکان در بازداشت بسر می برند . اشغالگران ستاد که آغازگر این کودتای خونین بوده اند آنچنان سرمست و شادمان بودند که پس از اشغال ستاد اقدام به انداختن عکسهای یادگاری نیز نموده اند ! یکی از دوربینهای اشغالگران در کشاکش آن اشغال و درگیری بدست یکی از اعضای ستاد مهندس موسوی افتاده و پس از آن با واسطه ای بدست من رسید که در میان آن عکسها عکس یکی از اعضای مشهور حزب الله لبنان برادر شهید علی منیف اشمر که از جمله شهدای عملیاتهای انتحاری حزب الله لبنان می باشد و بارها مورد تشویق و تفقد آقای خامنه ای نیز قرار گرفته می باشد .

در دو عکس فوق شما "حسین منیف اشمر " را در کنار دو عضو دیگر حزب الله لبنان می بینید که با در دست داشتن بی سیم و اسلحه ای که در زیر پیراهنش مشهود می باشد در خدمت سرکوبگران و یا بهتر بگویم کودتا چیان سپاه می باشد .حالا دیگر با وجود این عکسها می شود بطور مشخص و مستند اعلام کرد که بله در سرکوبهای اخیر سپاه از حزب الله لبنان استفاده نموده است واینجاست که معلوم می شود پس آنهمه کمک مالی و تسلیحاتی به حزب الله لبنان بیهوده نبوده و این کمکها و مساعدتها یکطرفه نیست و حزب الله لبنان نیز در مواقع لزوم به یاری جمهوری اسلامی می شتابد

24 June 2009

نظام در مقابل اعتراض‌ها به نتایج انتخابات کوتاه نخواهد آمد



به گزارش خبرگزاری رویترز، علی خامنه‌ای در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفت: «من در مساله انتخابات بر اجرای قانون تاکید کرده و می‌کنم

19 June 2009

و آسمان بر سرنوشت آن جباران اشکی نریخت


فما بکت علیهم السماء

و آسمان بر سرنوشت آن جباران اشکی نریخت
.


آقای اکبرهاشمی رفسنجانی بهرمانی
امروز روز داوری است. داوری روزگار با شما
نیم قرن در صحنه بودن! اما در کدام صحنه؟
در صحنه قدرت طلبی، ثروت اندوزی، جرم و جنایت و خیانت در امید مردم.
درصحنه ترور و ترس

در صحنه ای مخوف که در آن مردم دلیر ایران را شما به مسئولیت خودتان به بند کشیدید، در غل و زنجیر بستید، و بیرحمانه برای قتل عام بیدریغ آنها از آیت الله خمینی فتوا گرفتید. جوانان بیجرم و بیجنایت را از همان اوائل انقلاب گرفتید و به دست دژخیمانی مانند کچویی و لاجوردی روانه سیاهچالها و جوخه های اعدام و تیرهای تیرباران کردید
آن روز پشت شما نشسته بر زین بود، و میتاختید و از عاقبت کار خود بیم نداشتید. امروز زین نشینان میاندار بر سر آنند تا پشت شما را از زین به زمین بکوبند، و سر شما را آونگ دار سرنوشت سازند. صدام جنایتکار را تیر آه مظلومان به دست اشغالگران بیگانه به درک فرستاد، فردا نوبت شما است تا به دست یاران دیروز و دشمنان امروزتان نتیجه شوم اعمالتان را با گوشت و پوست بدنتان ببینید. کسی نیز نخواهد بود تا بر این سرنوشت شوم شما بگرید. این پادفراه فردای شما، و عاقبت پرنکبت همه جباران است
این اعلامیه ای است که امروز توسط انصار حزب الله در مراسم سخنرانی آقای خامنه ای توزیع شد. بخوانید و عبرت بگیرید

اعتراض به رأس فتنه در راهپیمایی روز جمعه
امت حزب الله راس فتنه را خوب میشناسد
آرای! امت همیشه در صحنه و هوشیار حزب الله رأس فتنه انگیزان را به خوبی میشناسدو تابحال نیز با رأی بیست و چهار میلیونی خود به رئیس جمهور مکتبی و خادم ملت، به هاشمی و تمامی فتنه گران و اغتشاشگران خیابانی نشان داده است که چگونه چشم فتنه را کور نموده اند و از این پس نیز با حضور خود در صحنه با پاسداری از آرمانها، ارزشها و دستاوردهای انقلاب اسلامی اجازه نخواهند داد که بیش از این میراث گرانبهای امام راحل ره و شهیدان انقلاب اسلامی توسط طایفه قارون صفت و متکبر هاشمی رفسنجانی مورد غارت و تهدید قرار گیرد لذا به این وسیله برادران گوچک و خادمان شما در انصار حزب الله همگان را به انجام یک راهپیمایی اعتراض آمیز و تجمع در مثابل دفتر هاشمی رفسنجانی مستقر در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت به منظور افشای ابعاد تازه تری اط طرحهای ناکام اغتشاش طلبان به شرح ذیل دعوت مینماید
زمان حرکت: پش از تماز جمعه مورخ بیست و نه خرداد هشتادوهشت
مبداء حرکت: تقاطع خیابان طالقانی و وصال شیرازی
مقصد: مقابل ساختمان مجمع تشخیص مصلحت واقع در خیابان ولیعصر عج پایینتر از خیابان آذربایجان
انصار حزب الله


ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونّن من الخاسرین

و لکم فی القصاص حیوة یااولی الالباب

شهادت مادر و جنینی که دررحم داشت
.
جانفشانی درراه آزادی
.


یاران با وفا و اخوان صفا
امروز، روز مردانگی است
به یاد آورید وقتی که خاک پاک نیاکان شما را انیرانیان چپاولگر با سوء استفاده از نام دین مبین اسلام تصرف کردند و بنیاد شیطان پرستی نهادند. هموطنانتان که از ریاکاری اشراف و حکومتگران برچ نشین ناامید شده بودند، خود بپا خاستند و کمر همت بربستند و روی به مقاومت آوردند. ابومسلم مردی مردانه از مردمانی مثل ما و شما بود که دست دجال را بست و شاخ ضحاک را شکست و آن بیوطنان سفیانی را به گور سیاه فراموشی در انداخت. در پی راه و رسم ابومسلم بود که عیاری چون یعقوب لیث رویگر برخاست و سیستان و بلوچستان را آخوندک زدایی کرد
اما می بینیم و می بینید که آن سفیانیان شیطان پرست بیدین بیوطن که خون آدمخواران عصر حجر در رگهای سیاهشان میگردد، دوباره از گورهای سیاه عنکبوت بسته برخاسته اند و دوباره خاک پاک وطن شما را در تسخیر خود درآورده اند. این جماعت خونخوار ایرانی نیستند، انیرانی اند. این جنایتکاران مشتی از اراذل و اوباش بیوطن اند که با تاراج منابع نفت و گاز شما، فلسطینیان و لبنانیان و معاودان عراقی را اجیر کرده اند تا خون خواهران و مادران و عزیزان شما را در خانه هایتان بریزند.
هموطنان شریف
این بیوطنان با خودشان هم بیصداقتند. آنها در میان خودشان هم امنیت ندارند. آنها از سایه های خودشان ترس و واهمه دارند. آنهادر برابر هم لبخند برلب دارند و دشنه در مشت، و مشت در پشت سر

وقت ان شد که عزم کار کنیم
کار مردانه اختیار کنیم
روزگار ار به کام ما نرود
زین مدارش به آن مدار کنیم
ای دلیران گرُد ایرانی
شرزه شیریم وُ سگ شکار کنیم

شیخ شیطان پرست، را گیریم
هم به عمامه اش به دار کنیم

17 June 2009

همدردی صریح و قاطع و شجاعانه آیت الله العظما موسوی اردبیلی با مردم ایران


در بیانیه آیت الله العظما موسوی اردبیلی که در مکه مکرمه تنظیم و از آنجا صادر شده ، درباره حوادث اخیر آمده است


میزان رأی مردم است

.
حضور شکوهمند و افتخار آفرین مردم غیور ایران در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگ زرینی از افتخارات این ملت بزرگ بود که می‌توانست نیروی عظیمی جهت پیشرفت آینده کشور فراهم کند اما سیر اتفاقات رخ داده در پس آن در مسیری قرار گرفت که شیرینی انتخابات را زایل کرد

اینجانب ضمن احترام به آراء آحاد ملت شریف ایران از تمامی عزیزانی که نسبت به نتایج اعلام شده اعتراض دارند، می‌خواهم که اعتراضات خود را با رعایت موازین شرعی ابراز نمایند و از دست زدن به آشوب و تخریب اموال عمومی احتراز کنند. البته واضح است که این گونه اعمال از جانب مردم صورت نمی‌پذیرد و عده‌ی قلیلی در پی آنند که با انتساب این گونه اغتشاشات به ملت به اهداف ناپاک خود برسند و مردم باید با هوشیاری کامل حساب خود را از آنان جدا نمایند. از تمامی مسئولان انتظامی و امنیتی نیز می‌خواهم که در برخورد با معترضان با رافت و ملایمت و حفظ حدود شرع و قانون رفتار کنند و از دست زدن به اعمال تحریک آمیز اجتناب کنند. حمله کردن به مراکز علمی و فرهنگی و بر هم زدن آسایش مردم در اماکن خصوصی خود با هیچ میزان شرعی و قانونی سازگار نیست. از مسوولان ذیربط انتخابات نیز می‌خواهم که با رعایت دقت و سرعت و حفظ بی‌طرفی به شکایات واصله رسیدگی نمایند و در مورد آنها به نحوی که جلب رضایت مردم را بنماید و آنان را قانع سازد اطلاع‌رسانی کنند، زیرا همان گونه که امام راحل (رحمه الله علیه) فرمود: "میزان رای ملت است" و صاحبان اصلی نظام اسلامی آنانند و این حق مردم است که از سرنوشت آراء خود مطلع شوند

اینجانب ضمن ابراز همدردی با تمامی کسانی که در این حوادث آسیبی به آنها رسیده است مخصوصا خانواده جان باختگان و محکوم نمودن اعمال خشونت از جانب هر کسی که صورت پذیرد، اکنون که در شهر مقدس مکه مکرمه و در جوار حرم امن الهی می‌باشم، خاضعانه از درگاه ذات اقدس ربوبی می‌خواهم که این ملت بزرگ را همواره سربلند نماید و کشور ایران و نظام اسلامی آن را تحت سایه الطاف خود حفظ فرماید

۱۳۸۸/۰۳/۲۷

.

شکست محتوم شیطان پرستان، مشیت محتوم پروردگار توانا است

.

تحمل شکست کار آسانی نیست
.

عاقبت تشنج آفرینی و اغتشاش آفرینی
.


بطور قطع مردم ایران بر شیطان پرستان چیره میشوند. ظَلَمه با همه توانایی خود به میدان آمده و ناتوان شده اند
دستگاه در برابر اراده یک پارچه مردم بجان آمده و مصصم، توانایی مقابله را از دست داده و قافیه را باخته است
این معنی از بیانیه آیت الله ناصر مکارم شیرازی استنباط میشود که در بیانیه خود متذکر شده
در اختلافهاى فراگير هيچ برنده‌اى وجود ندارد و همه مردم و کشور و نظام زيان مى‌بينند
و سخنرانی رهبری که از صدا و سیما پخش شد متذکر میشود
اينها كسانى اند كه با اصل نظام مخالفند با آرامش كشور مخالفند طرفدار تشنجند طرفدار اغتشاشند، مىخواهند آرامش نباشد هر كس سر كار باشد، اگر نتايج انتخابات غيراز اين هم مىشد بنده به‌طور اطمينان مىتوانم عرض بكنم باز حوادث اينطورى مىشد.باز اين حوادث پيش مىآمد و اينكه آصلا آرامش در كشور نباشد. هدف گرفتن امنيت كشور است. آرامش كشور را مىخواهند از بين ببرند، هيچ کسی نبايد كمك بكند به اين تشنج آفرينى و اغتشاش آفرينى و همه بايد در مقابل او سريع موضع بگيرند
این که وضع داخل است که می بینیم. اما در خارج هم میتوانیم تصور کنیم اوضاع بهتر ازاین نیست. در همین بیانیه آیت الله مکارم میخوانیم
اين‌جانب به فرد فرد شما عزيزان که در داخل و خارج با شرکت خود در انتخابات نشان داديد همگى به نظام جمهورى اسلامى وفاداريد تبريک مى‌گويم

مفهوم دیگر این تذکار آن است که اوضاع نه فقط در داخل بهم ریخته، بلکه اعتبار کل این دستگاه در چشم همه ممالک دنیا دچار بحران شده است
همه هزینه هایی را که نظام در خارج متقبل شده بود تا به خودش چهره مدافع اسلام و مدافع خلفهای مسلمان سراسر جهان را بدهد از دست رفت. تا بحال سفارتخانه های جمهوری اسلامی در شهرهای اروپا، در دانمارک و هلند و بلژیک در دفاع از نام اسلام از خودشان حساسیت نشان میدادند، . این و آن را تهدید میکردند و چشم زهر میگرفتند، حالا در اخبار صدا و سیما میشنویم و میبینیم که همان سفرا، هرروز به وزارتخارجه کشورهای اروپایی احضار میشوند که توضیح بدهند چرا ایرانیها – از پیر و جوان، مسلمان و غیر مسلمان- در مملکت خودشان، در خانه و خانواده خودشان تامین ندارند و باید در ساعات مختلف شبانه روز، در خانه و کوچه و خیابان توسط آدمکشان لباس شخصی قتل عام بشوند. ادمکشان اجنبی که توسط سپاه قدس اجیر شده و دستشان برای هر قتل و جنایتی در ایران و نسبت به ایرانیها باز است .سازمان بین المجالس اروپا اعتراض دارد. ژاپن اعتراض دارد. اوباما از آمریکا اعتراض دارد


شیطان پرست ورشکسته علاء الدین بروجردی با آن قیافه مضحکش در تلویزیون اراجیف میبافد، اما خودش بهتر از همه میداند که در سطح دنیا و در چشم توده های مستضعف عالم، مردم فریبی هایش رنگ باخته و نخ نما شده است. سرکوبگران هرروز یک عده را میکشند و جنازه هایشان را میدزدند، یک عده را هم میگیرند و میبرند و به سیاهچال میندازند. در همانحال، برای نعل وارونه زدن و برای این که این دستشان رو نشود، خبرنگاران خارجی را اخراج میکنند و خطوط تلفنی و اینترنتی و پیامکی را قطع میکنند و سایتها را فیلتر میکنند. این کارها آبرو برایشان نمیخرد. آبروی نداشته شان را هم که ریخته، نمیشود به جویبار فریب و نیرنگ باز آورد. خلقهای مستضعف جهان پی به نیرنگ شیطان پرستها برده اند و این کلان ضربه ای است که به مصالح کارها وارد شده
دستگاه ظلمه ظرفیت سرکوب بیشتر ندارد، و سرکوب بیشتر بنزینی است که انشقاق و شکافها رابیشتر شعله ور میکند. به قول شاعر " دردا که راز پنهان آخر شد آشکارا
یانکی ها تا بحال از واکنش مستضعفان عالم در حمایت از اینها میترسیدند، اما حالا طشتها از بام افتاده و بمب اتم هم دیگر کارگر نیست
در اینکه اغتشاش طلبها از عوامل نفوذی در میان خودیها هستند, نه بیگانگان و مخالفان خارج از نظام ، جای بحث نیست. نامه موسوی – خاتمی به شاهرودی ، مسئولان جنایتها را با اسم و آدرس معرفی میکند


بنابر اطلاعیه ای که "مرکز بررسی جرایم سازمان یافته" وابسته به سپاه پاسداران در سایت گرداب منتشر کرده ، به مدیران سایت های اینترنتی اخطار کرده و نوشته است مطالبی که حاوی "تبلیغ آشوبگری و تهدید مردم و شایعه" باشد را حذف کنند و گرنه اقدامات قانونی ما می تواند برای آنها بسیار سنگین باشد."؛


این اقدامات قانونی را باید در برابر سازمان بسیج طلاب تحت مسئولیت آخوند نجس و حرامزاده جزایری انجام داد که اصل فتنه ها ریشه در بیت او دارد. البته او تنها نیست. مار و کژدم های دیگر هم هستند که همراه با اذناب فتنه آفرینشان آونگ خواهند شد


اغتشاش آفرینان بازی را باخته اند. پیروزی محتوم از چنگ قهرمانان ایرانی دیندار و وطندوست بیرون نمیرود. این مشیت پروردگار و جبر روزگار است


فاذا بلغت الحلقوم و انتم حینئذ تنظزون

16 June 2009

فتوای تاریخی حضرت آیت العظما حسینعلی منتظری نجف آبادی اصفهانی، فقیه عالیقدر آل محمد ص

سه روز عزای عمومی در سوگ صدها هموطن گلگون کفن گمنام بخون خفته

;

بر پاسداران وطندوست و دیندار واجب عینی است که اجانبی را که بر میهن عزیز ما چنگ انداخته و هرروز و هرساعت خون سرخ جوانان ما را بر سنگفرش خیابانها میریزند به درک واصل کنند و به دفاع از مرزهای عقیدتی خود بپردازند و حماسه هایی در دفاع از حق حیات مردم هموطن خود برپا کنند
پاسداران و نیروهای نظامی و امنیتی
اگر شرف و غیرت و بویی از دینداری در شما هنوز باقی است، با آتش سلاحهای خود، دشمنان هموطنانتان را بخاک اندازید و از ناموس خانواده های خود . پدران و مادران . برادران و خواهرانتان دفاع کنید
امروز حضرت آیت الله العظما منتظری با فتوای صریح و صدای بلند سرکوبی مردم را در احقاق حقوقشان حرام اعلام کردند. پس اگر مسلمانید، به فتوای بزرگترین مرجع تقلید جهان تشیع، مرتکب عمل حرام نشوید
طلاب شریف حوزه های علمیه ایران
برخیزید و عمامه ها را از سر یزدی ها و مقتدایی ها و هاشم حسینی بوشهری ها و همهء نسناسان و خناسان بردارید و سقفهای بیوتشان را برسرشان فرو ریزید و صحن حوزه را از نجاسات این فضولات و اذنابشان بشویید
امروز در میدان عمل مسلمان و نامسلمان تمایز یافته اند
به قرآن چنگ بزنید و ریشه نامسلمانان را از خاک پاک میهن برکنید
انّ شجره الزقوم اصلها فی الجحیم و طلعها کرؤس الشیاطین
طلاب حوزه علمیه قم- پیروان اسلام ناب محمدی

برپا خیز، ازجا کَن، بنای کاخ دشمن




برپا خیز، ازجا کَن، بنای کاخ دشمن

فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً




فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً

مواظب باشید لیز نخورید
دستگیری محمدعلی ابطحی در نیمه شب دیشب
یاران عزیز
اصحاب نازنین اخوان صفا
همین اکنون اطلاع یافتیم که کودتاچیهای جنایتکار سیدمحمدعلی ابطحی را بازداشت کرده و به نقطه نامعلومی برده اند
همین اخبار حکایت دارد که مهندسان کودتای ننکین بیست و دو خرداد دستگیری و محبوس کردن آیت الله شجاع مهدی کروبی را در دستور کار قرار داده اند
اخبار دقیق از گردهمایی عظیم هموطنانمان در میدان آزادی, دیروز به نقل از وبنوشت محمدعلی ابطحی در پایگاه خبری کجکول منعکس شده بود

فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً

پایگاه های بسیج را درهم بکوبید

.

مردم قهرمان ایران
طلاب وطندوست و شریف حوزه های علمیه ایران

.
پایگاه های بسیج ضد مردمی را درهم بکوبید
.
در این پایگاه ها، نیروهای جنایتکار حسن نصرالله بیوطن مستقرند. جسن نصرالله نه ایرانی است، نه لبنانی است. او سیب زمینی است. از این سیب زمینیها در ایران زیاد شده اند. آنهارا از لاله زار خاک پاک وطن عزیزتان بیرون بریزید
امروز اخبار دریافتی از مقر مرکزی سپاه پاسداران حکایت از پاکسازی های بزرگ در درون سپاه میدهد. سرداران وطندوست ایرانی یکایک دستگیر و به سیاهچالهای نامعلومی فرستاده میشوند. این قبیل پاکسازی ها در ارتش هم گزارش شده. امروز اخبار، حکایت از کشف یک هسته شانزده نفره از سرداران سپاه و تعداد نامشخصی از افسران زبده نیروی زمینی داشت که قصد ملحق شدن به مردم بپاخاسته وطن را داشتند و توسط خبرچینهای لبنانی و عراقی و فلسطینی و افغانیهای - که مزدوران سازمان مخفی و مخوف جنایتکاران کودتاچی هستند - لو رفتند و به دام افتادند و دیگر از سرنوشتشان خبری در دست نیست

مردم قهرمان ایران
پایگاه های اجنبی های بیوطن را که خاک وطن شما را تصرف کرده اند درهم بکوبید
پایگاه های بسیج را مورد آتش قهر خود قرار دهید
دیروز در میدان آزادی عده ای گلوله خوردند و عده ای خون سرخشان خاک خیابانها را گلگون کرد. این جوانان سرافراز ایرانی با گلوله های بسیجی های بیوطن کشته شدند
پایگاه های بسیج را در سراسر میهن درهم بکوبید

مردم قهرمان ایران
تظاهرات خود را جهتدار کنید
باقی ماندن بسیج، خاموش کردن فریاد سرخ شما است
پایگاه های بسیج را تصرف کنید و در آتش قهرخود بسوزانید

بسیج را از حالت تهاجمی، به وضعیت عقب نشینی و درهم ریختگی و فروپاشی سازمانی درآورید

اگر راهپیمایی های مردمی به طرف پایگاه های بسیج جهت بگیرد، همه انها مثل سگهای گر ، پنج تا پنج تا به سوراخهای وحشت میگریزند

تا وقتی بسیج سرپا باشد، و پایگاه های بسیج در شهرها و محله های ایران دایر باشد، مهندسان این کودتای ننگین ، در برابر اراده مردم ایران سر فرود نخواهند آورد

پایگاه های بسیج را در هرجا که هست درهم بکوبید

طلاب قهرمان و وطندوست حوزه های علمیه ایران
این بوزینه های عمامه بر سر ، که امروز اختیاردار حوزه علمیه قم هستند ، مسلمان نیستند. لباس رسولخدا ص را غصب کرده اند. بیرحمانه عمامه ها را از سرآنها بردارید و با خفت آنها را از حوزه ها بیرون کنید
هر یک از مدعیان مرجعیت، که فتوایی به نفع مردم قهرمان ایران ندهد، مرجع نیست. گرگی در لباس میش است. بیرحمانه عمامه اش را از سرش بردارید و سقف دفتر کارش را برسرش ویران کنید
فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً

طلاب حوزه علمیه قم- پیروان اسلام ناب محمدی

15 June 2009

روز حماسی عجیبی بود. واقعاً مردم خسته نباشند



واقعاً همه مان از مردم عقب تریم
تشریح اتفاقات روز دوشنبه بیست و پنج خرداد هشتادوهشت در میدان آزادی به قلم محمدعلی ابطحی

امروز در ایران روز حماسه شکوه بود. وقتی نیمی از این جمعیت در خیابان های تهران شرکت می کند، مارش می زنند و آن را جمعیت میلیونی اعلام می کنند ولی فکر می کنم اصلاً به جمعیت امروز اشاره ای نکنند. از صبح آن قدر تهدیدهای جدی فراوانی بود که یک بار آقای موسوی و یک بار آقای خاتمی بیانیه دادند و از مردم تشکر کردند. می ترسیدند تهدیدها عملی شود و مردم قربانی شوند. کلی بحث شد که امکان اطلاع رسانی به مردم وجود ندارد، مردم می آیند و وقتی رهبران نروند با مردم خیلی برخورد جدی می کنند و آن ها بیشتر آسیب می بینند. آقای موسوی و آقای کروبی تلفنی صحبت کرده بودند. قرار شده بود اگر راه ها را هم بسته بودند، و یک نفر هم بود به احترام آن ها شرکت کنند و حداقل به آن ها اعلام کنند که مجوز داده نشده و راهپیمایی نکنند. واقعاً همه مان از مردم عقب تریم. هیچ کداممان گمان نمی کردیم که این جمعیت خواهد آمد

رفتم دیدن آقای کروبی. چند تا تلفن شد همان جا که جلوی رفتن آقای کروبی را بگیرند. سه چهار نفر هم از اعضای برجسته حزب اعتماد ملی آمده بودند که جلو رفتن آقای کروبی را بگیرند. کروبی هم همه ی آن ها را رد کرد و گفت اگر آقایان خاتمی و موسوی
هم نمی رفتند، من می رفتم. من و کرباسچی همراه آقای کروبی سوار شدیم

آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم قرار بود از دفترهایشان حرکت کنند و ساعت پنج همه جلو خیابان آذربایجان باشند که سخنرانی کنند. آقای کروبی گفت آن قدر رأی ها مهندسی شده بود که اگر ننه جون من هم کاندیدا بود از این بیشتر برایش رای می خواندند. ما از بزرگراه یادگار امام رفتیم. نزدیک خیابان انقلاب معلوم بود خیلی بیشتر از بیست و دو بهمن آمده اند. راه بسته بود. پیاده شدیم. به خیابان آزادی رسیدیم. نتوانستیم طرف محل قرار بریم. آقای کروبی یک طرف، آقای کرباسچی یک طرف، من یک طرف رفتیم. من جلوتر بودم. از سر یادگار تا میدان آزادی به عنوان اولین نفری که از این مسیر آمده بودم مورد تشویق عجیبی قرار گرفته بودم. هزاران نفر جمعیت برای من داد می زدند و حمایت می کردند. شعار یک درصد، دو درصد، نه پنجاه و سه درصد و یا شعار ما خار و خاشاک نیستیم و یا این که تا فلانی هست اوضاع همین است، تمام خیابان را فراگرفته بود. آقای موسوی و خاتمی هم نتوانسته بودند یکدیگر را پیدا کنند. آن قدر جمعیت فراوان بود که دیگر به مجوز نیاز نداشت. اصلا قابل مقایسه با جمعیت دیروز نبود. که شبکه رادیو تلویزیون ایران آن همه روی آن کار کرد. دردناک است که این جمعیت کم نظیر در رسانه ملی ایران دیده نمی¬شود. باور نمی کردند که مردم این قدر با جسارت خواهند آمد. روز حماسی عجیبی بود. همه می گفتند که تو رو خدا کم نیارید، ما کم نمی آوریم. خیلی روز بدی شروع شد و تا این جا پایان خوب و ماندگاری داشت. واقعاً آیا ممکن است این همه دیده نشوند؟ در میدان آزادی همه نشستند و من هم سخنرانی کردم. یک بلندگو هم نه برای موسوی و نه برای خاتمی و نه برای کروبی نبود. فرق یک تظاهرات دولتی و مردمی کاملاً مشهود بود. واقعاً مردم خسته نباشند